فضایل عجیب روز غدیر | حجت الاسلام والمسلمین پناهیان

[quote]خداوند در روز عید غدیر دوبرابر شب قدر، دو برابر شب عید فطر، دوبرابر ماه مبارک رمضان، از آتش جهنم نجات می‌دهد./ هر کاری ثوابی در روز غدیر، ثواب هشتاد ماه عبادت دارد!/ طعام به مؤمنین در روز غدیر، مانند اطعام همۀ انبیاء و صدیقین است!/ ثواب دویست هزار برابری صدقه در راه خدا/ امام رضا(ع)  هر کسی را که در روز غدیر به خانۀشان می‌آمد برای شام، نگه می‌داشت و وقتی می‌خواست برود، به او هدایای متنوعی-از انگشتر تا پارچه تا هدایای مختلف-می‌دا. دیگر چه‌طور باید به ما بگویند که «مهم است»؟![/quote]

 

حجت الاسلام پناهیان:

  • اساساً شاد بودن به شادی اهل‌بیت(ع) ثواب بیشتری هست تا غمگین شدن به مظلومیت اهل‌بیت(ع)؛ چون رنج اهل‌بیت(ع) دیده می‌شود و اگر کسی عقلش به دیده‌‌اش باشد مظلومیت اهل‌بیت(ع) را لمس می‌کند، متأثر می‌شود و تأثر خودش را نشان می‌دهد اما نمی‌تواند فرح و سرور جایگاهی مثل عید غدیر را ببیند. شاد شدن به شادی اهل‌بیت(ع) دشوارتر است تا غمگین شدن در عزای اهل‌بیت(ع).

 

  • در روایت می‌فرماید: مؤمنین در عید غدیر مورد عفو و بخشش و مغفرت و رحمت قرار می‌گیرند، بیش از ماه مبارک رمضان و شب عید فطر-شب عید فطری که هر کسی در ماه رمضان بخشیده نشده باشد در شب عید فطر بخشیده می‌شود-و بیش از تمام طول سال.(فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَةً وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَةِ الْفِطْرِ؛ تهذیب‌الاحکام/6/24)

 

  • می‌فرماید: کسی که عید غدیر را گرامی بدارد تا وقتی گناه کبیره‌ای انجام نداده اگر از دنیا برود «مات شهیدا!»(فَمَنْ تَزَیَّنَ لِیَوْمِ الْغَدِیرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ کُلَّ خَطِیئَةٍ عَمِلَهَا صَغِیرَةً أَوْ کَبِیرَةً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَائِکَةً یَکْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَى قَابِلِ مِثْلِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَإِنْ مَات‏ مَاتَ شَهِیداً وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ سَعِیدا؛ اقبال‌الاعمال/1/464) در عید غدیر شما هر کاری از ثواب انجام می‌دهید، ثواب هشتاد ماه عبادت را به شما می‌دهند! در روز عید غدیر هر بِرّی، هر قدمی برای برادران دینی برداشته شود «لا تُعدّ و لا تُحصی» است.

 

  • امام صادق(ع) در روایتی می‌فرماید: اطعام به مؤمنین مانند اطعام همۀ انبیاء و صدیقین است! (وَ مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِناً کَانَ کَمَنْ أَطْعَمَ جَمِیعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الصِّدِّیقِین‏؛ اقبال‌الاعمال/1/465)

 

  • امام رضا(ع) سنت‌شان این بود که عید غدیر هر کسی به خانۀ ایشان می‌آمد او را برای شام، نگه می‌داشت و وقتی می‌خواست برود، به او هدایای متنوعی-از انگشتر تا پارچه تا هدایای مختلف-می‌داد تا برای بچه‌هایش ببرد.

 

  • امام صادق(ع) می‌فرماید: غدیر در آسمان‌ها شناخته‌شده‌تر و مشهورتر از زمین است (قَالَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ فِی السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ؛ تهذیب الاحکام/6/25) و آنجا جشن ویژه می گیرند.

 

  • هر یک درهمی که شما در راه خدا صدقه بدهی، انفاق کنی یا صله بدهی-در روزهای عادی-ده‌برابر حساب می‌شود، اما روز عید غدیر اگر این کار را انجام دهی، دویست هزار برابر برایتان حساب می‌شود! (فَالدِّرْهَمُ فِیهِ بِمِائَتَیْ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ الْمَزِیدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏؛ اقبال‌الاعمال/1/463)

 

  • در روز عید غدیر خدا چه‌کار می‌کند؟ «فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَةً» خدا گناه شصت سال را می‌بخشد «وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَةِ الْفِطْرِ»(تهذیب‌الاحکام/6/24) و خدا در روز عید غدیر دوبرابر شب قدر، دو برابر شب عید فطر، دوبرابر ماه مبارک رمضان، از آتش جهنم نجات می‌دهد.

 

  • می‌فرماید: «وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِحَقِیقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَةُ فِی کُلِّ یَوْمٍ عَشْرَ مَرَّات‏»(تهذیب‌الاحکام/6/24) اگر مردم فضل این روز را به حقیقتش درک کنند، ملائکه-نه فقط در روز عید غدیر بلکه- در طول سال هر روز ده مرتبه با آنها مصافحه می‌کنند! دیگر چه‌طور باید به ما بگویند که «مهم است»؟!

 

 

[button_link size=”medium” src=”http://bayanbox.ir/download/2270965450094186905/Clip-Panahian-FazaeleAjibeQadir.mp3″]دانلود صوت سخنرانی[/button_link]

منبع: بیان معنوی

غدیر اكمال دين و اتمام نعمت

غدیر اكمال دين و اتمام نعمت

غدير اساس دين اسلام و ثمره نبوت پيامبر(ص) است. نام غدير تعيين كننده صراط مستقيم تا آخرين روز دنياست،‌ و خطابه غدير زنده‌ترين سند آن نتيجه‌اش، ولايت اميرالمومنين (ع) است. در طول تاريخ بعثت پيامبر اسلام تنها حكم غدير است كه با مقدماتي خاص دور مكاني خاص و در بين اجتماعي عظيم مطرح شده است، زيرا احكام الهي ديگر يا در مسجد پيامبر(ص) و يا در خانه آن حضرت براي عده‌اي گفته مي‌شد و بعد خبر به همه مي‌رسيد. از اين رو ما مي‌توانيم به متمايز بودن مسئله غدير پي ببريم.1

ماجراي غدير

در سال دهم هجرت پيامبر (ص) از طرف خداوند مأمور شدند تا دو مسئله مهم دين اسلام را به مردم ابلاغ نمايند و آن دو مسئله عبارت بودند از حج و ولايت و خلافت دوازده امام (ع). پس از اين اعلان مردم با عجله آماده خروج از مكه شدند. بعد از اينكه افراد به محل غدير خم رسيدند پيامبر بر روي منبري كه در زير درخت كهنسالي كه در آنجا بود ساخته بودند رفت و سپس دستور داد تا اميرالمومنين (ع) را فراخواندند و دستور دادند بالاي منبر پيامبر و دست راست آن حضرت بايستد، پس پيامبر منتظر ايستادند تا مردم كاملاً جمع شدند و آنگاه خطابه رسمي خود را بيان نمودند.

 

ايشان در اثناي خطبه دو عمل را انجام دادند، در ابتدا پس از مقدمه چيني و ذكر مقام خلافت و ولايت اميرالمومنين(ع) براي اينكه هرگونه شك و شبهه‌اي را برطرف نموده باشند پس از شرح مقام ولايت به صورت لساني حضرت علي(عليه‌السلام) را جانشين خود خواندند و آن را بدينگونه عنوان كردند كه: «باطن قرآن و تفسير آن را براي شما بيان نمي‌كند مگر اين كه كسي كه دست او را مي‌گيرم و او را بلند مي‌كنم و بازويش را گرفته‌ و او را بالا مي‌برم» سپس حضرت بازوان علي (ع) را گرفتند سپس فرمودند: «هر كس من مولي و صاحب اختيار اويم اين علي مولي و صاحب اختيار اوست». و اقدام عملي دوم حضرت پيامبر، بيعت گرفتن از مردم بود، چون زياد بود و گرفتن بيعت از آن جمعيت انبوه غيرممكن بود لذا ممكن بود كه افرادي به بهانه‌هاي مختلف از بيعت شانه خالي كنند، حضرت فرمودند به خاطر ازدحام جمعيت امكان بيعت‌گرفتن از همه وجود ندارد اين سخن را كه من مي‌گويم تكرار كنيد و بگوييد: «ما فرمان تو را از جانب خداوند كه درباره علي‌بن‌ابيطالب و امامان و مريدانش به ما رساندي اطاعت مي‌كنيم و به آن راضي هستيم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر اين مدعا بيعت مي‌كنيم… عهد و پيمان در اين‌باره براي آنان از ما از قلب‌ها و جان‌ها و زبان‌ها و ضماير و دستانمان گرفته شد. هر كس با دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار كرده است».

 

وقتي كلام حضرت پايان يافت همه مردم سخن ايشان را تكرار نمودند و بدينوسيله بيعت عمومي گرفته شد. در مراسم بيعت، پيامبر (ص) عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمومنين (ع) قرار دادند.

 

ادعاي منافقان و دشمنان علي مبني بر اينكه هدف از مراسم غدير، اعلان دوستي حضرت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و اله) به علي(عليه‌السلام) است:

پيامبر زماني كه صحابه جمع شدند تا ايشان خطبه غدير و مراسم غدير را اجرا كنند و فرمودند: «اي مردم من علي را دوست دارم!» و چند بار اين جمله را تكرار نمودند و سؤالي كه مطرح مي‌شود اين است كه آن حادثه‌اي كه پيامبر مي‌خواست مردم ببينند و آن را به گوش ديگران برسانند آيا به اين علت بود كه پيامبر علي را دوست دارد؟ آيا چنين حركتي از يك انسان عادي قابل قبول است؟ و آيا حركتي بيهوده نبوده است؟ و مگر مسلمانان نمي‌دانستند كه پيامبر را دوست دارد؟ ولي مي‌توان اين موضوع را اينگونه پاسخ داد كه اگر روز غدير تنها براي ابلاغ دوستي بود، پس چرا جبرييل، آن فرشته بزرگ وحي بيايد و رسول خدا را از پيام وحي آگاه كند و چنانكه خود شخص رسول خدا (ص) فرمودند: همانا جبرييل كه درود خدا بر او باد سه بار بر من نازل شده و سلام خدا را رساند، و فرمود كه در اين مكان (غديرخم) توقف نمايم، و به سياه و سفيد شما اعلام كنم كه علي‌بن‌ابيطالب وصي و جانشين و پيشواي شما بعد از من است، جايگاه او نسبت به من، مانند هارون نسبت به موسي پيامبر است، با اين تفاوت كه پس از من پيامبري نخواهد آمد، علي(ع) پس از پيامبر، رهبر شماست، و خداوند بزرگ آيه‌اي در قرآن در همين مسئله نازل فرموده كه: همانا رهبر و سرپرست شما خدا و رسول او و كساني كه ايمان آوردند و نماز را به پاي دارند، و در حال ركوع زكات بپردازند. همانطور كه مي‌دانيم علي‌(عليه‌السلام) نماز را به پاداشت، و در حال ركوع زكات پرداخت و در هر حال خدا را مي‌طلبيد و اگر هدف آن حضرت تنها اعلان دوستي با علي (عليه‌السلام) بوده، پس چرا آيه نزول آيه 55 سوره مائده (بلغ ما انزل اليك) به اعلام رهبري امام علي (عليه‌السلام) ارتباط دارد كه در اين آيه خداوند مي‌فرمايد: اي رسول خدا آنچه درباره علي از طرف خدا بر تو نازل شد، ابلاغ كن يعني رهبري علي (عليه‌السلام) بر امت اسلامي را به مسلمانان بازگو و چرا در سخنراني خود، امامت و وصايت امام علي (عليه‌السلام) را آشكارا بيان نمود.2

خطابه‌هاي قبل از غدير

اولين خطابه حضرت رسول در منا بود. اين خطبه اشاره به امنيت اجتماعي مسلمين از نظر مال، و جان و آبرو داشت، سپس آن حضرت خونهاي به ناحق ريخته شده و اموال به ناحق گرفته شده در دوران جاهليت را بخشيدند تا بدين وسيله كينه‌توزي‌ها از بين برود، و سپس در اين خطابه فرمودند: «اگر من نباشم علي‌بن‌ابيطالب در مقابل متخلفين خواهد ايستاد» و سپس ايشان حديث ثقلين را بيان فرمودند: « من دو چيز گرانبها در ميان شما باقي مي‌گذارم كه اگر به اين دو تمسك كنيد هرگز گمراه نمي‌شويد: كتاب خدا و عترتم يعني اهل‌بيتم».

 

دومين خطابه را حضرت در مسجد حنيف در منا فرمودند: ايشان در اين خطبه به اخلاق عمل، دلسوزي براي امام مسلمين و تفرقه نينداختن سفارش فرمودند و تساوي همه مسلمانان در برابر حقوق و قوانين الهي را اعلام كردند.3

نگاهي به حديث روز غدير در منابع اهل سنت

در صفحات 56/ 55 ج اول سنن ابن‌ماجه چنين آمده است كه: «همراه رسول خدا از سفر حج برمي‌گشتيم كه در ميان راه ايشان دستور دادند تا همه افراد جمع شدند، آنگاه خطاب به جمعيت فرمودند: آيا من بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم؟ گفتند: آري، فرمود: اين شخص- علي (عليه‌السلام)- ولي هر كسي است كه من مولاي اويم، خدايا! دوست بدار هر كه را كه او را دوست مي‌دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن مي‌دارد.

 

ترمذي در ج دوم جامع خود با سند خويش از مسلمه‌بن كهيل نقل مي‌كند كه مي‌گفته است، از ابوالطفيل شنيده كه او از ابوسريحه يا از زيدبن ارحم از فرموده رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و آله) نقل كرده كه پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) فرموده‌اند: «هر كه من مولاي اويم، علي مولاي اوست». كتاب مجمع الزوائد خود، حديث غدير را نخست به نقل از طيرني آورده و سپس از گفته علي(عليه‌السلام) نيز نقل مي‌كند كه فرموده است: به دستور پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و آله) در منطقه خم نخست زير درختي را از خار و خاشاك پاك كردند، آنگاه پيامبر در حالي كه دست مرا در دست گرفته بودند: خطاب به مردم فرمودند: اي مردم! آيا شما گواهي نمي‌دهيدكه خداوند پروردگار شماست؟ گفتند: آري، گواهي مي‌دهيم. سپس فرمود: آيا گواهي نمي‌دهيد به اينكه خدا و رسول او بر شما از خودتان سزاوارترند و اينكه خدا و رسول خدا مولاي شمايند؟ گفتند: آري، همين‌گونه است. پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: هر كس كه خدا و رسولش مولاي اويند اين مرد مولاي او خواهد بود.4

غدير از نظر اهل‌بيت (عليه‌السلام)

پيامبر اكرم (صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: روز غديرخم برتر اعياد امت من است و آن روزي است كه خداي متعال به من امر فرمودند تا برادرم علي‌بن‌ابيطالب (عليه‌السلام) را به عنوان علم (هدايت) براي امتم معرفي كنم، تا پس از من به وسيله او هدايت شوند.

حضرت علي (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: ايشان در سالي كه روز جمعه و عيدغدير در يك روز افتاده بود فرمودند: امروز، روزي بس بزرگ است. امروز روز كامل‌شدن دين است، امروز روز عهد و پيمان است. امروز،‌ روز بيان حقايق ايمان است. امروز روز راندن شيطان است.

 

حضرت فاطمه زهرا(س): محمدبن‌لبيد گويد: روزي به حضرت فاطمه‌(س) عرض كردم، آيا رسول خدا بر امامت علي‌(عليه‌السلام) تصريح فرمودند: حضرت فرمودند: و اعجبا، آيا روز غدير را فراموش كرديد! امام حسن مجتبي: در سال 41 هجري، زماني‌ كه امام حسن مجتبي(عليه‌السلام) مي‌خواست پيمان صلح را با معاويه منعقد كند خطبه‌اي خواندند كه در ضمن آن خطبه فرمودند: اين امت، جدم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) را ديدند و از او شنيدند، كه دست پدرم را در غديرخم، به دست گرفت و به آن‌ها فرمود: (من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه، سپس به آن‌ها امر فرمودكه حاضران به غايبان بگويند.

 

امام محمد باقر(عليه‌السلام) فرمودند: ابليس چهار روز از سر ضعف و عجز ناله سرداد: روزي كه مورد لعن قرار گرفت، روزي كه به زمين فرستاده شد، روزي كه پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) به نبوت مبعوث شد، و روز عيدغديرخم.5

 

در كتاب ثواب الاعمال روايتي به نقل از قاسم‌بن‌يحيي از پدربزرگش حسن‌بن‌راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (عليه‌السلام) عرض كردم: فدايت شوم آيا براي مسلمانان عيد ديگري جز فطر و قربان وجود دارد؟ فرمود: اي حسن! آري، عيدي كه از اين دو عيد شريف‌تر و برتر است. گفتم: آن كدام است؟ فرمود: روزي كه اميرالمومنين براي مردم به عنوان نشانه هدايت برگزيده شد. پرسيدم: كدام روز هفته بوده است؟ فرمود: روزي در سال‌ها تغيير مي‌كند، آن‌ روز هجدهم ذي‌حجه است گفتم: فدايت شوم، براي ما چه كاري شايسته است كه در آن روز انجام دهيم؟ فرمود: اي حسن! آن روز را روزه بگير و فراوان بر محمد اهل‌بيت او درود فرست و به پيشگاه خداوند از آنان كه بر ايشان ستم كرده‌اند و منكر حق آنان شده‌اند، بيزاري بجوي! و پيامبران گذشته به اوصياي خود سفارش مي‌كرده‌اند كه اين روز را عيد بگيرند. حسن‌بن راشد مي‌گويد گفتم: براي كسي از ما كه آن روز را روزه بدارد چه پاداشي است؟ فرمود: معادل شصت ماه روزه‌گرفتن.6

 

امام رضا (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: اين روز، روز عيد اهل‌بيت محمد عليهم‌السلام است. هر كس اين روز را عيد بگيرد خداوند مالش را زياد مي‌كند.

امام هادي(عليه‌السلام) مي‌فرمايند: روز غدير روز عيد است، و افضل اعياد نزد اهل‌بيت و محبان ايشان به شمار مي‌آيد.7

آيا غدير، يك حركت دفعي و يك عمل يك‌باره بود يا در مورد آن تصميم گرفته شد؟

يكي از سؤالاتي كه درمورد غدير مطرح مي‌شود اين است كه آيا اين ماجرا يك حركت دفعي بوده يا در مورد آن تصميم گرفته ‌ شده است؟ و يا اينكه اصلاً بحثي در اين رابطه بوده و در سرزمين (جحفه) يك مرتبه به پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و آله) وحي نازل شد كه علي(عليه‌السلام) را به عنوان جانشين خود انتخاب كن در غير اين صورت اصلاً دين را تبليغ نكرده‌اي، كدام يك از اين دو ديدگاه درست است؟ به احتمال زياد ديدگاه دوم صحيح است و اين چنين نبوده كه در غدير و يك مرتبه و بدون هيچ به سابقه‌اي پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) وحي شده باشد كه علي (عليه‌السلام) را به عنوان جانشين خود معرفي كن واگر معرفي نكني دين را تبليغ نكرده‌اي. خير اين‌گونه نبوده‌است زيرا سابقه جانشيني علي(عليه‌السلام) به زمان اعلان رسمي و علني دين اسلام برمي‌گردد و از زماني كه آيه مباركه( و انذر عشيرتك الا قربين) نازل شده كه طبق آن پيامبر مأمور شدند تا بستگان خود را جمع و آن‌ها را با دعوت و سخن خود آشنا نمايد، در همان روز جانشيني علي‌(عليه‌السلام) اعلام شده و از آن پس هم حضرت رسول در طول دوره نبوت خود بارها موضوع جانشيني حضرت علي‌(عليه‌السلام) را مطرح كردند. و در اين مورد اسناد بسيار معتبري داريم كه حتي برخي از محققين اهل سنت هم به آن اذعان مي‌كنند. به عنوان مثال: عمران‌بن حصين مي‌گويد: پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: به درستي كه علي از من است و من هم از او هستم،‌ و او ولي هر مؤمن است بعد از من.

 

معجزه غدير

واقعه عجيبي كه به عنوان يك معجزه تلقي مي‌شد در روز عيد غدير اتفاق افتاد و آن ماجراي «حارث فهوي» بود. در آخرين ساعات از روز سوم،‌ او با 12 نفر از اصحابش نزد پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) آمد و گفت:

 

«اي محمد! سه سؤال از تو دارم: آيا شهادت به يگانگي خداوند و پيامبر خود را از جانب پروردگارت آورده‌اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده‌اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا اينكه درباره علي‌بن‌ابيطالب گفتي: «من كنت مولاه فعلي مولاه …» از جانب پروردگار بود يا از پيش خود گفتي؟

 

حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:«خداوند به من وحي كرده است و واسطه بين من و خدا جبرييل است و من اعلان كننده پيام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبري را اعلان نمي‌كنم».

حارث گفت: خدايا، اگر آنچه محمد مي‌گويد حق و از جانب توست سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكي بر ما بفرست» سخن حارث تمام شد و به راه افتاد. خداوند سنگي از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد شد و از دبرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد. بعد از اين جريان، آيه «سال سائل بعذاب واقع، للكافرين ليس له دافع…» (سوره معارج، آيه 21) نازل شد. پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و اله) به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟ گفتند آري. با اين معجزه، بر همگان مسلم شد كه «غدير» از منبع وحي سرچشمه گرفته و يك فرمان الهي است.8

نتيجه

روز غدير به فرموده امام جعفر صادق(عليه‌السلام) بزرگترين و از بهترين اعياد اسلامي است. غدير عيدي است كه از تمام اعياد عظمت و شرافت و فضيلت و حرمتش بيشتر است. در اين روز پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله)  به امر پروردگار حضرت علي(عليه‌السلام) را به امامت و خلافت پس از خود منصوب فرمودند و به نص قرآن كريم در چنين روزي اكمال دين و اتمام نعمت الهي بر مسلمانان گرديد و به فرموده امام صادق (عليه‌السلام) لازم است در چنين روز باعظمتي جشن و سرور به پا نمايند و به ديدار يكديگر بروند و تبريك و تهنيت بگويند.

بعضي از  جهات حكم غدير را مي‌توانم اين طور بيان كنم كه:

1- خطاب خداوند كه «اي پيامبر ابلاغ من آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده كه اگر ابلاغ نكني رسالت خود را نرسانده‌اي كه در هيچ يك از فرامين الهي چنين مطلبي گفته‌ نشده است.

2- اقرار گرفتن‌هاي حضرت ‌رسول از مردم در روز غدير.

3- مسئله امامت فقط صورت يك خبر و پيام و خطابه ابلاغ نشده بلكه به عنوان حكم و فرمان الهي و بيعت عموم مسلمانان و تعهد آنان اجرا شد.

4- خطاب خداوند كه فرمودند: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم» كه تا آن روز مشابه آن را هم در هيچ موردي نفرموده بودند.

مقاصد حضرت رسول از خطبه غدير را در چند مورد مي‌توان بيان كرد:

1- نتيجه‌گيري از زحمات 23 ساله با تعيين جانشيني كه ادامه دهنده اين راه باشد.

2- حفظ دائمي اسلام از كفار و منافقين با تعيين جانشيناني كه از عهده اين مهم برآيند.

3- اقدام رسمي براي تعيين خليفه كه از نظر قوانين ملل در هميشه تاريخ سنديت دارد.

4- بيان يك دور جامع از برنامه 23 ساله و گذشته و حال مسلمين.

5- ترسيم خط مشي آينده مسلمين تا آخر دنيا.

6- اتمام حجت بر مردم كه از مقاصد اصلي در ارسال پيامبران است.9

پي‌نوشت‌ها:

1) انصاري زنجاني، محمد باقر، اسرار غدير، گزارش تحليلي از واقعه غديرخم، نشر مولود كعبه، غدير 1421، ص 29

2) دشتي، محمد، جايگاه غدير، اميرالمومنين (عليه‌السلام)/ چاپ اول/ زمستان 77، قم، صص 26-28.

3) انصاري زنجاني، همان، ص 39.

4) ندارد

5) شيخ محمدرضا، غدير در اسلام،‌ ترجمه كتاب الغدير في‌الاسلام/ مترجم: دكتر محمود مهدوي دامغاني، انتشارات بنياد بين‌المللي غدير، پاييز 1380، صص 46-54.

6) حائري تهراني، مهدي، پرتوي از غدير/ انتشارات هجرت، 1374، صص 59-62.

7) شيخ محمدرضا، همان، ص 256.

8) نعيم‌آبادي، غلامعلي، غدير در آينه تاريخ، ص 235/ مؤسسه فرهنگي انتشاراتي توسعه قلم، 1381، ص 235.

منبع:ido.ir

دو پیام مهم غدیر از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

در مقابل جریان غدیر، همواره دو جریان قرار داشته‌اند که سعی در انحراف مسیر اصلی هدایت و سعادت جامعه داشته‌اند:

 

۱. مروجان اسلام سلفی:

طرفداران این جریان سعی کرده و می‌کنند غدیر را صرفا به موضوعی شیعی تبدیل کنند. در حالی‌که «غدیر یک مسأله اسلامی است؛ یک مسأله فقط شیعی نیست. در تاریخ اسلام، پیامبر اکرم یک روز سخنی بر زبان رانده و عملی انجام داده است که این سخن و این عمل، از ابعاد گوناگون دارای درس و معناست. نمی‌شود ما بگوییم که از غدیر و حدیث آن، فقط شیعه استفاده کند؛ اما بقیه مسلمانان از محتوای بسیار غنی‌ای که در این کلام شریف نبوی وجود دارد و مخصوص یک دوره هم نیست، بهره نبرند.»(۱۳۷۹/۰۱/۰۶) و یا با ارائه تفسیرها و تحلیل‌های تفرقه‌انگیزانه و وحدت‌گریزانه، بر اختلاف بین مذاهب اسلامی دامن زده‌اند.

۲. طرفداران اسلام سکولار:

دومین جریان مقابل غدیر، مبلغان اسلام سکولارند که با تفاسیر فردگرایانه و مناسک‌گونه، تلاش کرده‌اند با به حاشیه بردن و یا حتی نادیده گرفتن ماجرای غدیر، دین را از دخالت در حوزه عمومی و حکومتی کنار بگذارند. در حالی‌که ماجرای غدیر پاسخی به ادعای اشتباه این جریان است. «آن کسانى که سعى کردند اسلام را از مسائل اجتماعى و از مسائل سیاسى برکنار بدارند و آن را منحصر کنند به مسائل شخصى و مسائل خصوصىِ زندگى افراد – و در واقع نگاه سکولار به اسلام داشته باشند که تبلیغات دشمنان و دست‌هاى دشمنان هم این بینش را در بین مسلمانان در طول سالیان دراز ترویج کرده است – جواب‌شان مسئله غدیر است. پیغمبر اکرم در آن موقعیّت حسّاس، در آخرین ماه‌هاى زندگى، به دستور خداى متعال، یک مسئله اساسى و مهم را بیان می‌کنند و آن عبارت است از پرداختن به مسئله حکومت براى بعد از زمان پیغمبر.»(۱۳۹۳/۰۷/۲۱) گرچه پیش از این، «اسلام با تشکیل حکومت در مدینه و تشکیل جامعه مدنی نبوی نشان داد و ثابت کرد که اسلام فقط نصیحت کردن، موعظه کردن و دعوت کردن به زبان نیست. اسلام می‌خواهد حقایق احکام الهی در جامعه تحقق پیدا کند.»(۱۳۸۹/۰۹/۰۴) ادعای طرفداران اسلام سکولار در حالی است که «سکولارترین حکومت‌های دنیا هم، علی‌رغم آنچه که ادعا می‌کنند، چه بدانند، چه ندانند، دنیا و آخرت مردم را در دست گرفته‌اند… جسم و جان مردم در اختیار آنهاست.»(۱۳۸۹/۰۹/۰۴) به‌همین علت است که: «امیرالمؤمنین فرمود: اگر از من اطاعت کنید، من شما را به بهشت می‌رسانم… این هدف امیرالمؤمنین [است]. رساندن انسان‌ها به بهشت، هم در زمینه‌ى فکرى مردم، [هم] در زمینه روحى و قلبى مردم، [هم] در حیات اجتماعى مردم، نقش مى‌آفریند.»(۱۳۹۳/۰۲/۲۳) این موضوع از آن جهت مهم است که «کسانى در گوشه‌وکنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند اینها می‌شود، می‌گویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است… اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است. فطرت انسانها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم براى مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛ این وظیفه ما است.»(۱۳۹۳/۰۲/۲۳)

غدیر در مقابل این دو انحراف دو پیام مهم برای امت اسلامی دارد. اول آنکه عنصر وحدت‌ساز در جامعه اسلامی است و دوم آنکه در مقابل سکولارها مبلغ اسلام سیاسی است. به همین دلیل است که از میان همه مناسبت‌ها و اعیاد دینی و مذهبی، عید غدیر را “عیدالله الاکبر” نامیده‌اند. «چرا؟ چون تکلیف امت اسلامی در زمینه‌ هدایت، در زمینه‌ی حکومت، در این حادثه‌ی غدیر معیّن شده است.»(۱۳۸۸/۰۹/۱۵)

 

سرمقاله‌ی نشریه‌ی خط حزب‌الله (شماره‌ی پنجاه)

ویژه نامه شهادت امام باقر علیه السلام

شکافنده علوم

امام محمدباقر علیه السلام ، پنجمین ستاره فروزان آسمان امامت و هفتمین گوهر عرش عصمت و شکافنده علوم اسلامی است. سراسر زندگی اش نور بود و عمر پربرکتش در راه ارشاد و هدایت انسان ها صرف شد. از زمینه سازی های پدرش، امام سجاد علیه السلام در راه معرفی مکتب تشیع و مبارزه با طاغوت ها بهره برداری بسیاری کرد و با تربیت شاگردان برجسته و تبیین فقه ناب اسلامی و آموزه های اهل بیت _علیهم السلام_ ، بزرگ ترین قدم را برای شناساندن تشیع و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) به مردم برداشت. ایشان در چهارسالگی در واقعه غم بار کربلا حضور داشت و در سفر کوفه و شام، همراه پدر، همه حوادث را از نزدیک دید و بر اساس فرهنگ زندگی آفرین عاشورا تربیت شد. او نماد ارزش های والای انسانی و کمال اخلاقی است، همه لحظه های زندگی درخشانش، درس های بزرگ انسانی را الهام می بخشد.

امام باقر علیه السلام از نگاه پدر

امام سجاد علیه السلام با به کار بردن لقب باقر درباره فرزند خود، بر شخصیت علمی او تکیه داشت. ایشان در برابر پرسش یکی از فرزندانش که چرا وی را باقر نام گذاری کردی، لبخندی زد. سپس به سجده رفت و در این سجده، از نعمت چنین فرزندی از پروردگار سپاس گزاری کرد. آن گاه فرمود: «فرزندم! بدان که امامت تا روز قیام قائم ما، در فرزندانش خواهد بود. او امام، پدر امامان، معدن حلم و بردباری و جایگاه علم است و علم را خواهد شکافت. به خدا سوگند، او شبیه ترین مردم به رسول خداست»

امام و خلفای عصر

امامت امام باقر علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارش، نوزده سال و چند ماه طول کشید. آن حضرت در این مدت در مدینه می زیست و خلفای هم عصر آن حضرت به ترتیب عبارت بودند از: ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمربن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک و هشام بن عبدالملک.  سرانجام حضرت باقر علیه السلام به دستور هشام بن عبدالملک و به دست حاکم مدینه مسموم شد و به شهادت رسید. خلفای یاد شده جز عمر بن عبدالعزیز، همان روش طاغوتی نیاکان خود را پیمودند و در ستم و کینه توزی به خاندان نبوت هیچ باکی نداشتند.

جایگاه سیاسی پیشوای پنجم

عده ای می پندارند امام باقر علیه السلام تنها به فعالیت های علمی پرداخته و از هدایت جامعه و مبارزه با طاغوتیان کناره گرفته است، در حالی که چنین نیست. نگاهی کوتاه به زندگی امام باقر علیه السلام نشان می دهد که گرچه این امام بزرگوار در آن برهه، بیان معارف واقعی اسلام را وجهه همت خویش قرار داده بود، در هر فرصتی، چهره زشت حاکمان ستمگر بنی امیه را افشا و شیعیان را به مبارزه با ستمگران تشویق می کرد. به عنوان نمونه در روایتی از آن حضرت چنین نقل شده است: «از دل و جان با ستم کاران و مفسدان بستیزید».

تولید علم و عزت

کسی که به عزت و اقتدار امت اسلامی می اندیشد، نمی تواند در مورد تولید دانش بی تفاوت باشد؛ زیرا دانش، زیربنای استقلال فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشورهاست. امام باقر علیه السلام که به عزت خویش و عزت امت اسلامی می اندیشید و همه را در سایه عزت الهی و نیروی او مقدور می دانست،با تولید و توسعه هرچه بیشتر دانش ها و پرورش شاگردان فراوان، زمینه های عزت و اقتدار امت اسلامی را فراهم می آورد. شیخ طوسی در رجال خویش، 462 نفر مرد و زن را نام برده که به افتخار فراگیری دانش ها از محضر امام باقر علیه السلام دست یافته اند.

وصیت مهم

امام باقر علیه السلام پیش از شهادت، به فرزندش امام صادق علیه السلام فرمود: «از دارایی من برای گریه کنندگان به مدت ده سال در منا مبلغی را وقف کن تا در موسم حج بر من ندبه کنند و رسم ماتم را هر ساله تجدید سازند و بر مظلومیت من زاری کنند».

چون وضعیت مرگ امام باقر علیه السلام بسیار مشکوک بود، آن حضرت کوشید با به کارگیری این روش، مسلمانان را از ماهیت واقعی امویان آگاه کند تا از خود بپرسند دلیل برپایی هرساله این مجالس، آن هم در موسم حج که تجمع سالانه مسلمانان است، چیست؟

برگ هایی از زلال کلام امام باقر علیه السلام

ویژگی اهل ایمان:

انسانیت و مؤمن بودن می طلبد که دردهای فردی و اجتماعی واکاوی شود و هر یک از ما متناسب با امکانات، به درمان دردهای یکدیگر بپردازیم. امام پنجم درباره توجه به دیگران به ویژه همسایگان می فرماید: «سوگند به خدا، شیعه ما نیست مگر فردی که در مورد همسایگان تهی دست، نیازمند، بدهکار و یتیم، متعهد و دل سوز باشد».

سفره سخاوت:

امام باقر علیه السلام همچون دیگر معصومان، روحیه تعاون، هم دردی، فداکاری و نیکوکاری را در جامعه اسلامی تقویت می فرمود. ایشان می فرماید: «هر کس نیاز مسلمانی را برآورده کند، خداوند صاحب عزت و جلال، خطاب به او فرماید: پاداش تو بر عهده من است و من برای تو پاداشی جز بهشت قرار نمی دهم».

جایگاه معلم:

تولید علم بدون پاسداشت جایگاه معلم امکان پذیر نیست. امام باقر علیه السلام می فرماید: «تمام جنبندگان زمین و ماهیان دریاها و موجودات کوچک و بزرگ زمین و آسمان برای آموزگار نیکی ها استغفار می کنند».

 

ای دانش بی حدّت     احیاگر دین حق

ای آینه ی ایزد          ای نور مبین حق

ای خلق دو عالم        مُحتاجِ دُعایت

یا حضرت باقر          جانها به فدایت

* دلخونِ غم بیداد      از ماتم تو فریاد

از شعله ی زهر کین      آتش به تنت افتاد

گریان شده چشممِ       عالَم به فدایت

یا حضرت باقر     جانها به فدایت

*از چشم حسینی ها         جاری شده دو زمزم

ای شاهد عاشورا      جا مانده ی نسل غم

با یاد گلی که         پرپر شده آنجا

یاد بدنی که          بی سر شده آنجا

 

صلی الله علیک یا اَبا جَعْفَرٍ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي اَيُّهَا الْباقِرُ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّه.

برگ برنده

در ادامه یادداشت های تربیتی حجت الاسلام کسایی با عنوان های حلقه گمشده در کار فرهنگی و روش های تبلیغ دین  با سومین یادداشت از این موضوع با ما همراه باشید.

برگ برنده

دینِ فطری بزرگ‌ترین امتیازی در دست مبلغین دینی است. دینِ فطری، همان‌طور که غریزه و طبیعت مادی، انسان را به سمت خواب و خوراک می‌کشد. انسان را به سمت ارزش‌ها و امور فرا مادی (معنوی) هم می‌کشاند؛ لازم نیست در مدارس به دانش آموزان تعلیم دهیم که غذا بخورید، بخوابید و…؛ چون طبیعت انسان به دلیل نیازهای مادی است به دنبال این امور است.

 

خداوند عزیز نیز علاقه و گرایش ذاتی انسان را با پایه‌گذاری فطرت انسان، به سمت خوبی‌ها و حقایق و ارزش‌ها قرار داده است. عالم ذر از اولین عالمِ خلقت، روح و فطرت انسان است. همان عالمی که گرایش و علاقه و نیاز برای حرکت به سمت شکوفایی استعدادهای فطری را خدا در سرشت انسان نهاد.

 

لذا خداوند عزیز خطاب به نبی اکرم می‌فرماید: إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ…* تو تنها یادآوری کننده هستی. یعنی انسان‌ها به دلیل بی‌اهمیتی به گرایش‌های فطری خود و تمرکز بر علاقه‌مندی‌های مادی خود، فراموش می‌کنند نیازهای عمیقی در وجود خود علاوه بر نیازهای سطحی و مادی دارند. تنها برگ برنده ما برای سخن با نسل امروز جهت معرفی دین، فطرت است. به جوان بگوییم خودت را بشناس، راه زندگی‌ات را پیدا می‌کنی.

 

در سبک زندگی غربی و غیر ایمانی، محوریتِ ، فرار از خود است. می‌گساری، اعتیاد، موسیقی‌های راک و تند، قرص‌های آرام بخش و… همه برای فرار از خود است. برای فرار از راهِ گاهاً سخت پیشروی انسان است.

فطرت، خانه ی خدا در دل ما انسان‌هاست. خدا با زبان فطرت با ما حرف می‌زند. برای تبلیغ دین فقط لازم از زبان فطرت را یاد بگیریم. زبان فطرت یعنی بدانیم همه انسان‌ها ۵ گرایش فطری دارند.

  • حقیقت‌طلبی
  • فعل اخلاقی
  • زیبا طلبی
  • پرستش و ستایش موجود برتر
  • خلق و ابداع

اگر جوان را متوجه کنیم؛ نه بر اساس نیاز بلکه به خاطر گرایش‌های انسانی و فطریِ خودت علاقه به کار اخلاقی، علم جویی، ستایش موجود برتر (خدا)، و …. داری. این همان دینِ فطری است؛ دین فطری نیاز به آموزش ندارد فقط نیاز به یادآوری دارد.

 

اساساً تفاوت انسان و سایر موجودات همین گرایش‌های مقدس است. انسان می‌تواند نظام ارزشی داشته باشد اما حیوانات خیر. حیوان تمام افکار و افعالش به دلیل نیازهایش هست. اما انسان هر آنچه که عاملِ حرکت خود را از نیاز به‌سوی گرایش‌های باارزشش سوق دهد، انسان‌تر می‌شود. خدا را به دلیل بهشت و جهنم عبادت نکند بلکه تنها نگذارد آهنِ قلبش که زنگ بزند، خودبه‌خود مغناطیسِ موجود برتر (خدا) او را به‌سوی خود جذب می‌کند.

لذا نماز می‌خواند، چون دوست دارد؛ لذت می‌برد، او را به‌سوی معشوق و محبوب می‌کشاند.جاذبه ی انرژی بی‌دلیل در درون ما انسان‌ها گذاشته نشده است.

حجت الاسلام ایمان کسایی

*آیه 21 سوره غاشیه

ویژه نامه ولادت علی بن موسی الرضا (عليه‌السلام)

امام رضا( علیه السلام)

« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَليلٌ عَلى كُلِّ خَيْر »

از نشانه هاى دين فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حكمت است. خاموشى و سكوت، دوستى آور و راهنماى هر كار خيرى است.

سالروز ولادت امام رضا (ع)

ولادت

حضرت امام رضا عليه السلام شب جمعه يازدهم ذى القعده در سال 148 هجرى در مدينه طيّبه به دنيا آمد، پدر بزرگوار آن حضرت امام هفتم موسى بن جعفر عليه السلام بود و مادر آن حضرت خانمى بود به نام امّ البنين يا تكتم يا نجمه كه هر سه اسم در تاريخ آمده است.

 

مرحوم مجلسى در مجلّد 49/9 بحار الانوار نقل مى كند از خانمى كه مى گويد: شنيدم از نجمه كه مى فرمود: وقتى به فرزندم على باردار شدم سنگينى حمل را احساس نمى كردم، و وقتى در خواب بودم از داخل شكم خود صداى تسبيح و تهليل و تمجيد خداوند را مى شنيدم، و اين باعث خوف و هراس من شده بود، وقتى كه بيدار مى شدم صدايى نمى شنيدم، زمانى كه رضا به دنيا آمد دست خود را بر زمين گذاشت و سر به آسمان بلند كرد، و لبهاى مبارك خود را حركت مى داد، گويا حرف مى زد، در اين هنگام پدر او موسى بن جعفر (عليه السلام) بر من وارد شد و فرمود: مبارك باد بر تو اى نجمه لطف و كرامت پروردگارت، و سپس فرزندم على را در پارچه اى سفيد پوشاند و در گوش راست او اذان، و در گوش چپ او اقامه گفت، پس از آن آب فرات خواست و كام او را با آب فرات باز كرد و بعد او را به من برگرداند و فرمود: او را بگير كه او بقّية الله در زمين خدا است.

 

اسامى و القاب حضرت

نام آن حضرت «على» بود كه اين نام در ميان دودمان رسول خدا محبوب ترين نام بود، ( نشانه آن ناميدن حضرت امام حسين عليه السلام چند تن از فرزندان خويش را به اين نام است.)كنيه آن حضرت أبوالحسن، و أبوعلى بود.بعض القاب آن بزرگوار عبارت است از: سراج الله، نور الهدى، قرّة عين المؤمنين، رضا، رضىّ، فاضل، صابر، وفىّ، صديق. كه معانى اين القاب عبارت است از: چراغ پروردگار، نور هدايت و راهنمايى، نور چشم مؤمنان، راضى به رضاى خداوند، بخشنده، بردبار، با وفا، دوست. و همچنين پيامبر خدا(ص) او را عالِم آل محمّد(ص) ناميد.

 

میهمان دوستی امام علیه السلام

راوی: یکی از نزدیکان امام رضا علیه السلام

مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید».امام رضا علیه السلام فرمودند: «خوش آمدی!»

«ببخشید که دیروقت رسیدم. بی پناه بودن مرا مجبورکرد که دراین وقت شب، مزاحم شما شوم».

امام لبخندی زدند و فرمودند: «با ما تعارف نکن! ما خانواده ای میهمان دوست هستیم».

در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرونشست و شعله اش آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر کرد. مرد گفت: «شرمنده ام! کاش این قدر شما را به زحمت نمی انداختم».امام در حالی که با تکه پارچه ای، روغن را از دستش پاک می کرد، فرمودند: «ما خانواده ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».

برخورد امام رضا (علیه السلام ) با مردم

سیره ی اجتماعی و آداب معاشرت حضرت با مردم امام رضا علیه السلام در هنگام معاشرت با مردم، به آن ها بسیار احترام می گذاشتند، هرگز سخن کسی را قطع نمی کردند، بسیار متواضع بودند و به مهمان احترام می گذاشتند. هم چنین نمونه های بسیار دیگری نیز از این دست در سیره اجتماعی ایشان وجود دارد.

وقتی نزد مردم می آمد خود را برای ایشان مرتب می کرد.
هرگز با زبان کسی را نیازرد.
هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد.
هرگز حاجت آن را که می توانست، رد نکرد.
در مقابل همنشین خود، پای را دراز نمی کرد و مقابل وی تکیه نمی داد.
دیده نشد که قهقهه بزند، بلکه خنده ی حضرت تبسم بود.
به معطر کردن خویش به ویژه هنگام حضور در جمع مردم علاقه داشت.
بسیار به دیگران خدمت می کرد و صدقه می داد و این کار را بیشتر در شب های تاریک انجام می داد.
بسیار متواضع بود؛ آورده اند روزی در حمام، مردی که امام را نمی شناخت، به ایشان گفت: مرا کیسه بکش، حضرت شروع کرد به کیسه کشیدن او، وقتی مردم، حضرت را به او معرفی کردند بسیار عذر خواست ولی حضرت ضمن دلداری به او به کیسه کشیدن ادامه داد.
به میهمان بسیار احترام می گذاشت، روزی میهمانی نزد حضرت آمد و تا شب نزد حضرت ماند، در این هنگام، چراغ منزل دگرگون شد آن مرد خواست چراغ را درست کند، ولی حضرت مانع شد و خود آن را اصلاح نمود و فرمود: ما میهمان خود را به کار نمی گیریم.

منبع: کتاب حکایت آفتاب

 

[audio_mp3 url=”http://dl.taliedaran.ir/heyat/96/Milad-Emam-Reza-96/Banifateme-Milad-Emam-Reza-95-02.mp3″]

[button_link size=”medium” src=”http://dl.taliedaran.ir/heyat/96/Milad-Emam-Reza-96/Banifateme-Milad-Emam-Reza-95-02.mp3″]دانلود[/button_link]

 

[audio_mp3 url=”http://dl.taliedaran.ir/heyat/96/Milad-Emam-Reza-96/Bazri-Ayam-Milad-Emam-Reza1395-005.mp3″]

[button_link size=”medium” src=”http://dl.taliedaran.ir/heyat/96/Milad-Emam-Reza-96/Bazri-Ayam-Milad-Emam-Reza1395-005.mp3″]دانلود[/button_link]

 

ولادت علی ابن موس الرضا

 

برای مشاهده تصویر در ابعاد اصلی ، روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده تصویر مناسب برای پس زمینه موبایل اینجا کلیک کنید

 

ولادت علی ابن موسی الرضا

 

برای مشاهده تصویر در ابعاد اصلی ، روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده تصویر مناسب برای پس زمینه موبایل اینجا کلیک کنید

 

 

برای مشاهده تصویر در ابعاد اصلی ، روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده تصویر مناسب برای پس زمینه موبایل اینجا کلیک کنید

مصاحبه با مدیر دبیرستان پسرانه متوسطه اول استعداد ها ناب صالحین

روابط عمومی مجموعه فرهنگی طلیعه داران ظهور؛ در گفت و گو با حجت الاسلام  سیبویه مدیریت دبیرستان استعداد های ناب صالحین سعی کرده است تا یک نگاه کلی بر روند شکل گیری این مدرسه و برنامه های علمی و آموزشی دانش آموزان و برنامه های تربیت اسلامی مدرسه در سال تحصیلی 96-97 بپردازد.

 

حجت الاسلام و المسلمین سیبویه در پاسخ به این سوال که دبیرستان وابسته به چه مدارسی اطلاق می شود؛ گفت: در آموزش و پرورش علاوه بر روال معمول دولتی و غیر دولتی بعضی از مدارس، خاص هستند. مانند مدارس شاهد نمونه دولتی و یا مدارسی که در قسمتی با مشارکت‌های مردمی مدیریت می‌شوند. در این‌گونه مدارس یک سازمان یا ارگان با همکاری آموزش و پرورش مدرسه را مدیریت می‌کند. دبیرستان متوسطه استعدادهای ناب صالحین، یکی از این مدارس وابسته است که توسط حوزه علمیه امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و با همکاری آموزش و پرورش ناحیه سه اهواز مدیریت می‌شود.

ایشان در پاسخ به این سوال که دبیرستان از چه سالی فعالیت رسمی خود را آغاز نمود گفت؛  دبیرستان متوسطه استعدادهای ناب صالحین در سال 1393 راه اندازی شد و امسال سومین سال تاسیس خود را پشت سر گذرانده است. در سالهای گذشته (قبل از تاسیس دبیرستان استعداد های ناب صالحین) به گواه کسانی که در این مدرسه تحصیل کرده اند؛ این مدرسه هم از لحاظ آموزشی و هم از لحاظ ساختمانی داری نواقص و کمبودهایی بسیار زیادی بود.

در این سه سالی که حوزه ی علمیه امام خامنه ای (مدظله العالی) مدیریت مدرسه را به دست گرفته است . هم از لحاظ ساختمانی و هم از نظر آموزشی تغییرات زیادی رخ داده است. به نحوی که در این مدت کوتاه سه ساله به یکی از بهترین مدارس ناحیه سه اهواز  تبدیل شده است.

 

میانگین نمرات دبیرستان استعداد های ناب صالحین

 

 

مدیر دبیرستان در پاسخ به این سوال که برنامه ها و اهداف شما برای رسیدن به این سطح در این مدت کوتاه چه بوده است گفت؛ یکی از اهدافی که از همان ابتدای تأسیس دبیرستان برای کادر مدرسه اهمیت زیادی داشت، تربیت دانش آموز مؤمن انقلابی بود. از همین رو ، دبیرانی که در این مدرسه مشغول به فعالیت بوده اند علاوه بر رعایت مسائل اخلاقی، توجه ویژه ای هم به مسئله تربیت دینی داشته اند.

از جمله برنامه های مدرسه در این زمینه می توان به طرح مدیر پایه آموزشی و طرح مدیر پایه تربیتی اشاره کرد که در طرح مدیر پایه تربیتی یک طلبه علوم دینی وظیفه نظارت دینی و اخلاقی بر دانش آموزان را دارد و در طرح مدیر پایه آموزشی که با هدف ارتقاء سطح علمی دانش آموزان اجرا می شود؛ یکی از دبیران وظیفه نظارت بر روند آموزشی دانش آموزان را برای هر پایه تحصیلی به عهده دارد.

وی در ادامه به بیان برخی از افتخارات کسب شده توسط دانش آموزان مدرسه در مسابقات علمی و ورزشی پرداختند که به اختصار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

کسب مقام های اول تا سوم در مسابقات مختلف قرآن، اذان گویی و علوم حدیث توسط دانش آموزان پایه های مختلف

کسب پنج عنوان قهرمانی در رشته های  ورزشی مختلف کاراته، کشتی، بوکس

کسب مقام اول تا سوم در جشنواره علمی نوجوان خوارزمی استان خوزستان در رشته های ادبیات، علوم و آزمایشگاه

کسب مقام برتر در مسابقات منطقه ای حل مسئله درس ریاضی

و…

حجت الاسلام سیبویه در پایان در پاسخ به این سوال که برنامه های آموزشی و تربیتی مدرسه در سال آینده  به چه صورت است، گفت ؛  علاوه بر برنامه هایی مانند مسابقه امتیازی، کلاس های فوق برنامه علمی و آموزشی که در سال های گذشته برگزار شده است میتوان به برنامه ای زیر اشاره کرد:

 

راه اندازی سیستم مدیریت هوشمند (نظارت آنلاین والدین بر روند تحصیلی دانش آموزان)

برگزاری یادواره شهدا ، ویژه دبیرستان استعداد های ناب صالحین

برگزاری یک اردوی برون استانی به مقصد مشهد مقدس و یا تهران

برگزاری همایش ها  و مسابقات قرآنی

برگزاری کلاس های خلاقیت علمی

برگزاری مسابقات پاراگلایدر

برگزاری آزمون های علمی استانی و کشوری

برگزاری همایش خانواده موفق

ویژه نامه میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها

ولادت حضرت معصومه سلام‌الله علیها

حضرت فاطمه معصومه (ع) در اولین روز ماه ذی‌القعده سال 173 هـ ق،  25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.

از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسی‌الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی‌های خاص برخوردار بوده‌اند تا  ادامه‌دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.

آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش‌یافته‌اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون‌الرشید بسر می‌بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامی‌که حضرت معصومه (س) در سن ده‌سالگی بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.

حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می‌رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به‌گونه‌ای که به زائرانش وعده بهشت داده‌شده است.

 

 

جایگاه حضرت معصومه (س)

آن حضرت درواقع بتول دوم و جلوه‌ای از وجود حضرت زهرا سلام‌الله عليها بود. در طهارت نفس امتيازي خاص و بسيار والا داشت كه امام هشتم برادر تني آن حضرت او را (كه نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم كمن زارني» : (كسي كه حضرت معصومه عليها سلام را در قم زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است).

مقام علم و عرفان او در مرحله‌ای است كه در فرازي از زیارت‌نامه غير معروف او چنين می‌خوانیم: «السلام عليك يا فاطمه بنت موسي بن جعفر و حجته و امينه» ‍:  (سلام بر توای فاطمه دختر موسي بن جعفر و حجت و امين از جانب موسي بن جعفر).و بازمی‌خوانیم: «السلام عليك ايتها الطاهرة الحميدة البرة الرشيدة التقية الرضية المرضية»: (سلام بر توای بانو پسنديده نیک‌سرشت، اي بانوي رشد يافته، پاک‌طینت، پاك روش، شايسته و پسنديده).بدين لحاظ و مقامات عالي معنوي آن بانوست كه حضرت رضا علیه‌السلام در فرازي از زیارت‌نامه معروفش به ما آموخته كه در كنار مرقدش خطاب به او بگوييم: «يا فاطمه اشفعي لي في الجنة فان لك عندالله شانا من الشان».

(اي فاطمه! در بهشت از من شفاعت كن چراکه تو در پيشگاه خداوند داراي مقامي بس ارجمند و والا هستي).امام صادق علیه‌السلام سال‌ها قبل از ولادت حضرت معصومه عليها سلام  در توصيف قم سخن گفته و آن مكان را حرم خاندان رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به‌زودی بانويي از فرزندانم به‌سوی آن كوچ كند كه نامش فاطمه دختر موسي بن جعفر است و با شفاعت او همه شيعيانم وارد بهشت می‌شوند.

همچنين ازنظر كمالات علمي و عملي بی‌نظیر است ديگر این‌که گرچه مرقد مطهرش آشكار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام‌الله عليها مخفي نيست ولي مطابق مکاشفه‌ای كه براي بعضي از اولياي خدا روی‌داده امام باقر يا  امام  صادق علیهم‌السلام فرمودند: «كسي كه مرقد حضرت معصومه عليها سلام را زيارت كند به همان مقصودي نائل خواهد شد كه از

زيارت قبر حضرت زهرا سلام‌الله عليها نائل می‌شود. از ديگر مشابهت‌های حضرت معصومه عليها سلام به حضرت زهرا فداكاري ايشان درراه اثبات ولايت بود زيرا حضرت معصومه عليها سلام نيز آن‌چنان تلاش كرد که جان خود را فدا نمود و به شهادت رسيد .

 

ورود حضرت معصومه (س) به قم

در سال 2هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى ، سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این‌که کسى از بستگان و اهل‌بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.

حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت

تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال 201 هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده‌ای از برادران و برادرزادگان به‌طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع می‌شد. در شهر ساوه عده‌ای از مخالفان اهل‌بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، درنتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنا بر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.

به‌هرحال، یا براثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا براثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به‌طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز 23 ربیع‌الاول سال 2 1 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده می‌شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.

اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر(علیه‌السلام)

نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب‌های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یادشده است، امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند، و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.

حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می‌رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به‌گونه‌ای که به زائرانش وعده بهشت داده‌شده است.

لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه واردشده است، می‌توان مرتبه‌ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی‌رسد؛ چراکه این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می‌شود.

 

حضرت امام خميني (قدس سره) در قصیده‌ای كه شامل 44 بيت است حضرت معصومه (س) را با حضرت زهراي اطهر مقايسه كرده در بخشي از آن می‌گوید:

 

دختر چون اين دو در مشيمه قدرت                                 نــامد و نايـد دگــر هماره مــقدر

آن يك امواج علــم را شده مبــدا                     ويـن يك افواج حلم را شده مصدر

آن يــك درعالـــم جلالـت كـعبه                         وين يك در ملك كبريايـي مشــعر

لم يلـــدم بستـه لـب و گرنه بگفتم                            دخــت خدايـند اين دو نــور مطهر

آن يــك خـاك مدينـه كـرد مزين                           صفــحه قم را نمود اين يـك انــور

خاك قم ايـن كرد از شـرافـت جنت                           آب مــدينه نـمـوده آن يك كــوثر

 

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

 

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

 

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

 

[audio_mp3 url=”http:/dl.taliedaran.ir/heyat/96/hazrat-masoome/banifateme-milad-hazrat-masoome-94-01.mp3″]

[button_link size=”medium” src=”http:/dl.taliedaran.ir/heyat/96/hazrat-masoome/banifateme-milad-hazrat-masoome-94-01.mp3″]دانلود[/button_link]

 

[audio_mp3 url=”http://dl.taliedaran.ir/heyat/96/hazrat-masoome/banifateme-milad-hazrat-masoome-94-03.mp3″]

[button_link size=”medium” src=”http://dl.taliedaran.ir/heyat/96/hazrat-masoome/banifateme-milad-hazrat-masoome-94-03.mp3″]دانلود[/button_link]

 

[audio_mp3 url=”http://dl.taliedaran.ir/heyat/96/hazrat-masoome/MiladHazratMasoumeh1394%5B01%5D.mp3″]

[button_link size=”medium” src=”http://dl.taliedaran.ir/heyat/96/hazrat-masoome/MiladHazratMasoumeh1394%5B01%5D.mp3″]دانلود[/button_link]

ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ” رئیس مذهب”

ششمین نور سرمد

فرزند فاطمه ششمین نور سرمدم                  شیخ الائمه  ،    صادق آل پیمبرم 

من آخرین امام بقیع مدینه ام                      زهرجفای خصم شررزد به سینه ام

در لحظه های آخر عمرم به زمزمه                ابراز می کنم  غم دل را  به  فاطمه

مادر بیا و حال پریشان من ببین                   از سوز زهر،سینه سوزان من ببین

هنگام مرگ نام تو ذکر لبم شده                   مسمومیت نه، غصه تو قاتلم شده

 

رئیس مذهب

امام كاظم (علیه‌السلام ) :

كانَ يُعرَفُ مَوضِعُ سُجُودِ أبي عَبدِاللَّهِ بِطيبِ رِيحِهِ

سجده‌گاه امام صادق – علیه‌السلام- از بوي خوش او شناخته می‌شد. (    الكافي ، ج 6 ، ص 511 . )

مالك بن أنس نقل می‌کند :كانَ الصادقُ عليه السلام رَجُلاً لايَخلُو مِن إحدي ثَلاثِ خِصالٍ : إمّا صائماً و إمّا قائماً و إمّا ذاكِراً و . . . طَيِّبُ المُجالَسَةِ ، كَثيرَ الفَوائدِ

امام صادق عليه السلام هميشه دریکی از سه حالت بود : يا روزه‌دار بود يا در حال نماز و يا ذكر می‌گفت . . . مجلسش نيكو و نفعش فراوان بود. (بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 16 . )

 

نکاتی راجع به زندگانی  امام صادق (علیه السلام)

امام جعفر صادق(ع) پيشواي ششم مسلمانان، در روز 25 شوال سال 148 (ه ق) به دست خليفه ي عباسي، منصور دوانيقي مسموم و در مدينه به شهادت رسيد. امام صادق(ع) به شيخ الائمه نيز معروف است زيرا عمر ايشان از تمامي ائمه اطهار(ع) طولاني تر است. حضرت را در قبرستان بقيع در كنار پدر، جدّ و امام حسن مجتبي(ع) دفن كردند.امام به هنگام شهادت 65 سال داشته و مدت 34 سال از امامت حضرتش مي گذشت.

در ميان امامان معصوم(ع) ، براي هيچ كدام همانند امام صادق(ع) فرصت و شرايط مساعدي پيش نيامد تا بتوانند در سطح وسيع به انقلاب فرهنگي بپردازند و با تشريح فرهنگ غني و پُرمايه ي اسلام، بر گسترش اين دين آسماني بيفزايند. ولي براي امام صادق(ع) اين فرصت، در گير و دار كشمكش ها و رودرويى بني اميه و بني عباس و جنگ قدرت به دست آمد. آن بزرگمرد علم و عمل از اين فرصت استفاده ي كامل كرد و اسلام و فقهِ آن را از ديدگاه ائمه ي اهل بيت(ع) معرفي نمود و با تربيت شاگردان بسيار و برجسته، حيات تازه اي به اسلام و مسلمين بخشيد و فرهنگ ناب تشيّع را كه از متن اسلام محمدي و علوي نشأت گرفته بود به جهانيان عرضه كرد. امام صادق(ع) به عنوان رئيس مذهب جعفري حوزه ي علميه ي اسلامي در سطح عميق و وسيع تشكيل داده و علوم اسلامي را تدريس مي نمود. در اين حوزه، چهار هزار نفر به فراگيري علوم آل محمد(ص) مي پرداخته و حضرت در اين زمان، اسلام اصيل را از زير حجاب تيره و تار اسلام بني اميه و بني عباس آشكارساخت.

 

امام صادق(ع) چگونه به شهادت رسید؟

امام صادق(ع) در سن 31 سالگی پس از شهادت پدر بزرگوارشان به امامت رسید و زمان ولایت ایشان مقارن با حکومت بنی امیه و بنی عباس بود.

امام صادق(ع) در دوران امامت خود فرصت مناسبی برای گسترش فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی نسبت به سایر امامان داشت و توانست شاگردان بسیاری را در علوم مختلف تربیت کند.

خلفای عباسی آزار و اذیت بسیاری را در سالهای آخر عمر بر امام صادق(ع) وارد کردند و حتی حاکم مدینه خانه ایشان را به آتش کشید که البته امام معصوم(ع) از این توطئه جان سالم به در برد. اما ترس و کینه عباسیان از محبوبیت امام صادق(ع) میان مردم روز به روز بیشتر می شد تا اینکه سرانجام منصور دوانیقی خلیفه بغداد در 25 شوال سال 148 هجری قمری با انگور زهرآلود ایشان را به شهادت رساند..

از اینکه آیا این قتل توسط شخص منصور دوانیقی انجام شده یا خیر، سندی در دست نیست اما کاملاً واضح است که نقشه شهادت امام صادق(ع) تصمیمی بوده که خلیفه بغداد به عنوان حاکم بنی عباس گرفته و شاید به وسیله یکی از زیردستانش به انجام رسیده است..

نکته دیگر این که امام صادق(ع) بیش از دیگر ائمه اطهار(ع) عمر کرده اند و شاید علت این طول عمر رسالت جنبش علمی باشد که خداوند بر دوش این امام بزرگوار گذاشته بود.

 

برخى از وصيتهاى امام صادق (ع) براى شيعيان:

و بدان که عمل و عبادت اندک ولى دائم و پيوسته که بر مبناى يقين باشد نزد خداوند با ارزشتر از عمل و عبادت زيادى است که براساس يقين نباشد . و بدان که هيچ ورع و تقوائى، برتر از اجتناب از حرامهاى الهى و خوددارى از آزار مؤمنان و غيبت ايشان نيست.

 

از ازل دَرد به پیمانۀ خوبان کردند

از ازل دَرد به پیمانۀ خوبان کردند

دل عاشق شده را کلبه احزان کردند

هر کسی را که به عالم سر حشمت خواهی است

لطف کردند و شبی خادم سلطان کردند

سفره‌ای وسعت صدق تو گشودند به دهر

انبیا را سر احسان تو مهمان کردند

دل شب بود که گنجینۀ دین را بردند

عده‌ای کفـر صفت، سرقت ایمان کردند

پا برهنه عقب اسب دواندند تو را

آسمان را پس از این حادثه گریان کردند

گر نبودی، اثر از روضۀ ارباب نبود

خلق با حنجر تو ذکر «حسین جان» کردند

مداحی های شهادت امام صادق علیه السلام

[audio_mp3 url=”dl.taliedaran.ir/heyat/96/emam-sadegh/Banifateme%28www.taliedaran.ir%29.mp3″]

[button_link size=”medium” src=”dl.taliedaran.ir/heyat/96/emam-sadegh/Banifateme%28www.taliedaran.ir%29.mp3″]دانلود[/button_link]

 

[audio_mp3 url=”dl.taliedaran.ir/heyat/96/emam-sadegh/karimi%28www.taliedaran.ir%29.mp3″]

[button_link size=”medium” src=”dl.taliedaran.ir/heyat/96/emam-sadegh/karimi%28www.taliedaran.ir%29.mp3″]دانلود[/button_link]

روش های تبلیغ دین و نیاز مردم

یکی از برنامه های دشمن این است که دین را در مقابل نیازهای طبیعی انسان قرار بدهد. می گوید اگر آزادی می خواهی، لذت می خواهی، ثروت می خواهی، زیبا طلبی و هنر می خواهی، از دین فاصله بگیر.مبلغین دینی باید مواظب باشند در این زمین، طراحی شده دشمن بازی نکنند.

اینگونه لذت ببر !

اساساً خداوند هر نیازی را درون انسان قرار داده است، راه تامین آنرا نیز نشان داده است. حتماً آن نیاز کاربرد دارد. باید استفاده گردد. اما اینکه کجا استفاده شود؟ عقل بشر چون علم کافی نسبت به جسم و روح انسان ندارد از تجویز نسخه چگونگی رفع نیازهای انسان درمانده است. لذا دین آمده تا بگوید اگر می خواهی از زندگی لذت ببری اینگونه لذت ببر. اگر می خواهی کاری کنی تا همه به تو توجه کنن به جای بد حجابی و تبرج ظاهری، استعدادهای انسانی خودت را متبلور کن و شکوفا ساز تا با علم و هنر و اخلاق و مهارتت همه به شگفت بیایند.

هنرما …

مقابله دینی با بد حجابی، ثروت اندوزی، بد اخلاقی، منفعت طلبی و … مقابله با اصل نیازهای انسان مثل نیاز به توجه، رزق و روزی، خشم و جلب منفعت نیست. بلکه مقابله با روش های غلط برای رفع این نیازهاست. لذا بهترین روش معرفی دینی به مردم، در راستای هم قرار دادن دین با نیازهای مردم است. هنر ما این است که وقتی مردم می خواهند شادی کنند بگوئیم دین هم موافق شادی توست با این برنامه، نه اینکه سبک زندگی مردم اینگونه باشد که هنگام فاتحه خوانی و عزاداری، دینداری کنند و به مسجد بیایند اما هنگام شادی و خوشی آنرا در سبک زندگی غربی جستجو کنند.

تنقلات مضر

راه ورود به قلب و عقل نسل امروز و تبیین نقش دین در زندگی او، بررسی نیازهای جسمی و روحی اوست باید دین را در جهت رفع نیازهای او معرفی کرد نه مانع رسیدن به نیازها. آنچه که شیطان می کوشد تا به هدف خود برسد دادن تنقلات مضر به به انسان گرسنه به جای غذاست. کار او تغییر ذائقه است. کم کم انسان در خدمت شیطان می داند نیاز به رفاه دارد ولی آنرا در دنیای موقتی و محدود صرفاً جستجو می کند ولو به خراب شدن رفاه بلند مدتش در آخرت.

زبان نسل امروز

هدف دین رساندن انسان به نیازهای عمیق انسانی و ملکوتی اوست. این دین زیبا خریدار دارد. دین که فلسفه دستوراتش چیزی جز ارضای نیازهای عمیق انسانی نیست در قرن 21 عقلانی ترین و پر حکمت ترین برنامه زندگی است. باید یادمان باشد هر نسلی زبان گفتارش به زبان منطقش، زبان پذیرشش با نسل قبل تفاوت می کند.

حجت السلام ایمان کسایی

روزه در گرما

قال امیرالمؤمنین (ع):

« حُبِّبَ إِلَيَّ الصَّوْمُ بِالصَّيْفِ وَ قِرَى الضَّيْفِ وَ الضَّرْبُ فِي‏ سبیل اللَّهِ بِالسَّيْفِ » من سه چیز را دوست دارم : 1- مهمانی دادن 2- شمشیر زدن درراه خدا  3- روزه گرفتن در تابستان(گرما)

شاید نکته این‌که امام علی (ع) می‌فرماید روزه در گرما را دوست دارم این باشد که شما وقتی کار سخت‌تری برای کسی انجام دهی ارزش آن خیلی بالاتر است ، شما وقتی 6 یا 7 ساعت روزه باشی ، خیلی کار شاقی انجام نداده‌ای ، اما وقتی 16 ساعت در هوای 50 درجه خوزستان ، برای رضای خدا  از خوردن و آشامیدن پرهیز می‌کنی اینجا عملت نزد خداوند متعال خیلی باارزش‌تر است در روایت هم داریم که با فضیلت‌ترین کارها سخت‌ترین آن‌هاست . همچنین 16 ساعت از گناه اجتناب می‌کنی که این‌یک تمرین  اثرگذار بر انسان است و می‌تواند به انسان در ترک گناه او در طول سال کمک فراوانی کند .

 

رسول خدا(ص) روزه  در گرما را جهاد می‌داند.

« الصَّوْمُ فِي الْحَرِّ جِهَاد »

و امام صادق(ع) آن را برترین جهاد معرفی می‌کند.

«اَفْضَلُ الْجِهَادِ الصوْمُ فِی الْحَر»

برای مؤمنان چه حلاوتی بالاتر از اینکه علاوه بر تمام ثمرات نیکویی که در ماه رمضان نصیبشان می‌گردد، اجر جهاد نیز به‌پای آنان نوشته شود. مؤمنانی که از عظمت و جایگاه والای جهاد نیز باخبرند می‌کوشند نام خود را به‌عنوان صائم مجاهد در پرونده کرام‌الکاتبین ثبت کنند. چه آنکه یکی از ابواب بهشت باب صائمین است و جهاد نیز بابی از ابواب جنت است. امیرالمؤمنین علی(ع) در فرمایشی هفت مورد را از علامات ایمان برمی‌شمرد که یکی از آن‌ها «الصیامُ فِی الْهَوَاجِر» – یعنی روزه در گرما- است و در کلامی دیگر در بیان صفت مؤمنان ازجمله نشانه‌های آن‌ها را «صوام الهواجر» – یعنی کسانی که در روزهای گرم زیاد روزه می‌گیرند- عنوان می‌کند که از جمله مواردی است که مؤمنان به آن شناخته می‌شوند.

 

امام صادق(ع) در کنار کعبه در پاسخ به خواست فردی که از امام طلب ارشاد کردند از قول پدر بزرگوارشان فرمودند:

«صُمْ یوْماً شَدِیدَ الْحَر لِلنشُورِ وَ صَل رَکعَتَینِ فِی سَوَادِ اللیلِ لِوَحْشَةِ الْقُبُورِ»

تقریباً به این معنا که در روزهای بسیار گرم روزه‌بگیر تا تشنگی روز نُشور و قیامت را به یادآوری و در سیاهی شب نماز بگزار تا وحشت تنهایی قبر در خاطرت مجسم شود. اگر کسی تشنگی ناچیز این دنیا را در مدت اندکی تحمل کند درک مختصری از عطش روز محشر خواهد یافت و این سبب می‌گردد تا راهکاری بیابد از آن تشنگی در امان باشد و با جستجو در کلمات دانایان به آن روز یعنی اهل‌بیت عصمت راهکارهای مناسبی می‌یابد و علم پیدا می‌کند چه گناهانی سبب تشنگی در محشر و چه اعمال حسنه‌ای سبب رفع آن خواهد شد. چنانچه به‌طور نمونه رسول خدا(ص) فرمود:

خوشا به حال کسانی که برای خدا گرسنه و تشنه شده‌اند. اینان در روز قیامت سیر می‌شوند و تشنگی و گرسنگی را درک نخواهند کرد (5)

شاید به همین دلایل است که امیرالمؤمنین(ع) که در عبادت و بندگی همتایی ندارد می‌فرماید من روزه در تابستان را دوست دارم و آن را در کنار پذیرایی از مهمان و صله‌رحم و جهاد درراه خدا قرار می‌دهد:

 

چراکه روزه در تابستان بخصوص در ماه رمضان، راه را برای سلوک هموارتر می‌کند. ازآنجایی‌که برای شیعیان و بلکه همه مسلمین کلام علی(ع) معیار و میزان است آنان نیز با عشق و علاقه بیشتری رمضان امسال را به آغوش می‌کشند، چراکه این رمضان محبوب حضرت مولاست و اگر هیچ پاداش و ثواب و امر دیگری هم نبود همین مطلب کافی است تا مناسک رمضان امسال را عاشقانه‌تر انجام دهند، چراکه بی‌شک امام زمانشان نیز همچون اجداد بزرگوارش روزه‌های امسال را بیشتر دوست دارد. ‌

حجت الاسلام روح الله عبایی

حلقه گمشده درکار فرهنگی

حجت الاسلام ایمان کسایی مسئول موسسه طلیعه داران ظهور : در یک بررسی کلی شاهد دو روش تبلیغی انبیا و اهل‌بیت(س) هستیم،کار تربیتی خاص و کار تبلیغی عمومی. هدف این سیره تبلیغی درنهایت تشکیل جامعه مؤمنانه است . یعنی دین به‌صورت فراگیر در زندگی مردم جاری و ساری بشود.لذا در مرحله اول اولیا خدا به تربیت کادر پرداخته و در مرحله دوم دین توسط این نیروهای خاص جهت عموم جامعه ترویج می‌گردد.

 

آیا صرف اجرای برنامه‌های بزرگ مصداق کار عمومی است؟

در تطبیق این دو روش اهل‌بیت با شیوه کاری معمول ما (فعالین فرهنگی) شاهد هستیم که ما نیز این دو کار را می‌کنیم.هم کار خصوصی و هم کار عمومی.روش کار خصوصی ما روشن است.گروه‌بندی اعضا،ارتباط چهره به چهره،ارتباط مستمر و… و روش کار عمومی ما برگزاری برنامه‌های پرجمعیت برای عموم مردم هست. حال سؤال اینجاست، چرا ما از کار فرهنگی عمومی به نتیجه دلخواه در سطح جامعه نمی‌رسیم؟ چرا کار عمومی را یک کار سطحی و غیرمستمر میدانیم؟آیا صرف اجرای برنامه‌های بزرگ مصداق کار عمومی است؟

 

کار فرهنگی فراگیر

در ابتدا پیشنهاد می‌کنم به‌جای واژه کار فرهنگی عمومی ، از واژه کار فرهنگی فراگیر استفاده کنیم. برای پاسخ به سؤال فوق نیاز به آسیب‌شناسی کار فراگیر خودمان داریم.به نظر  می‌رسد مهم‌ترین گمشده ما در کار فراگیر، سازمان‌دهی جامعه پیرامونمان است.چرا در کار خصوصی مخاطبین را در ذیل یک تشکیلات به گروه‌هایی تقسیم کرده و برای هر گروه مسئول می‌گذاریم ولی در کار فراگیر اصلاً توجهی به مخاطب نداریم.فکر می‌کنیم اوج تأثیرگذاری در کار فراگیر برگزاری یک برنامه باکیفیت مثل مراسمات مذهبی و … است درحالی‌که این نوع برنامه‌ها تازه شروع جذب مخاطب به دریافت معارف دینی است.اما برنامه ما برای شروع ارتباط با مخاطبین چیست؟

راه‌اندازی یک هیئت مذهبی !

به‌عنوان‌مثال می‌خواهیم یک هیئت مذهبی راه‌اندازی و مدیریت کنیم . به دو شکل می‌توانیم عمل کنیم.درروش اول برگزاری جلسه هیئت اصل بوده مخاطبین صرفاً هفته‌ای یک‌مرتبه در مراسم احتمالاً باکیفیت و خوب شرکت می‌کنند.اما نه مسئولین هیئت با اعضا ارتباطی دارند و نه بالعکس. اما درروش دوم سازمان و افراد محور هستند که به بهانه‌هایی مثل مراسم هیئت دورهم جمع می‌شوند.

مهم‌ترین عامل جذب افراد

امید به بقا درروش دوم بیشتر است ؛ چراکه مهم‌ترین عامل جذب افراد، ارتباط چهره به چهره با آنان است.به یاد طرح پزشک خانواده افتادم که مثلاً هر 1000 خانواده با یک پزشک مرتبط می‌باشند.این طرح در عین فراگیر بودن ، چهره به چهره و سازمان‌دهی شده نیز هست.

 

مصاحبه با مسئول مرکز استعداد های ناب صالحین در مورد اجرای یک طرح تربیتی در خانه

به گزارش روابط عمومی مجموعه فرهنگی طلیعه داران ظهور، “حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد طاهر جزایری” مسئول مرکز استعدادهای ناب صالحین در مصاحبه خود به معرفی “طرح تربیتی نظارت خانواده در خانه” که در مدرسه استعداد های ناب صالحین در حال برگزاری می باشد پرداخت.

مسئول تربیتی استعدادهای ناب صالحین با اشاره به ضرورت اجرای چنین طرحی در مورد چگونگی و نحوه برگزاری طرح گفت :با توجه به وارد شدن فضای مجازی به جامعه ما و هم چنین مشغله های بیرون از خانه والدین ، وقت ارتباط و معاشرت در خانه بین اعضای خانواده کمتر شده است.طرح نظارت تربیتی خانواده در خانه بهانه ای است برای ارتباط بیشتر والدین و فرزندان ، تا خلاء هایی که با وجود فضای مجازی در جامعه ایجاد شده است بر طرف گردد.

طرح نظارت تربیتی درخانه در چهار مرحله تنظیم شده است مرحله اول این طرح همیاری در خانه است . که شامل فعالیت های خاصی مانند ؛ شست و شوی ظرف ها ، خرید خانه ، جارو کشیدن و مطالعه غیر درسی می شود. کادر برگزاری طرح برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان و دادن بهانه دست والدین ، جهت انجام این کار امتیازاتی در نظر گرفته اند . زمان برگزاری این طرح  در ایام تعطیلات آخر هفته می باشد که والدین در کنار فرزندان خود هستند و می توانند برای ارتباط بیشتر یک برنامه ریزی مناسبی داشته باشند .

[quote]هدف کلی مدرسه استعدادهای ناب صالحین پرورش دانش آموز، مومن و انقلابی است.[/quote]

مدرسه استعداد های ناب صالحین

وی در پاسخ به این سوال که” دلیل فعالیت شما، در زمان خارج از مدرسه، و در خانه چیست ؟” گفت:هدف کلی مدرسه استعدادهای ناب صالحین پرورش دانش آموز، مومن و انقلابی است. دانش آموزی که عاری از آسیب های اجتماعی باشد. دانش آموزی که بتواند با خانواده و دوستان خود روابط اجتماعی مناسبی برقرارکند. هدف ما تربیت دانش آموز صرفاً نخبه نیست. بله می شود این طرح را فقط در مدرسه اجرا کرد. ولی ما ضلع اصلی تربیت یعنی خانواده را در مدرسه نداریم. بنابراین مجبور به اجرای چنین طرح های هستیم تا والدین هم در این امر ما را یاری کنند.

سید محمد طاهر جزایری در پاسخ به این سوال که”اجرای این طرح از نظر قوانین آموزش و پروش مشکلی ندارد؟” گفت: در قانون سند تحول آموزش و پرورش بخشی در نظر گرفته شده است که والدین هم در امر تربیت با مدرسه و اولیای مدرسه همکاری داشته باشند. ما از این ماده قانونی استفاده کردیم و برای زمان های خارج، مدت زمان مدرسه با همکاری انجمن اولیا و مربیان برنامه ریزی کردیم.

 

ایشان در پاسخ به این سوال که ” آسیب های اجرای این چنین طرحی چیست ؟ “گفت: بزرگترین مشکل ما تجربه نداشتن والدین و حتی کادر برگزار کننده طرح در مورد فضای مجازی است . کادر برگزار کننده طرح با بررسی هایی که انجام داده است فقط قادر به پیش بینی آسیب های احتمالی است . ممکن است در حین برگزاری طرح با آسیبی مواجه شویم که از قبل آن را پیش بینی نکرده ایم و این تنها به دلیل عدم تجربه کادر برگزاری و خلاء فعالیت در چنین فضای است . که انشاالله این مشکلات هم برطرف می گردد.

[quote]ما منکر آسیب های فضای مجازی نمی شویم . اما چیزی هست، که در حال حاضر در جامعه ما وجود دارد. بنابر گفته مقام معظم رهبری مدظله العالی “برای چیزی که هست، برنامه ریزی داشته باشید”.[/quote]

مسئول تربیتی مدرسه ناب صالحین در پاسخ به این سوال که ” اقدماتکادر برگزار کننده، برای جلوگیری از آسیب های فضای مجازی چیست؟” بیان کرد: ما منکر آسیب های فضای مجازی نمی شویم . اما چیزی هست، که در حال حاضر در جامعه ما وجود دارد. بنابر گفته مقام معظم رهبری مدظله العالی “برای چیزی که هست، برنامه ریزی داشته باشید”. و این برنامه ریزی و مدیریت ما است که این آسیب ها را کاهش می دهد. با اجرای این طرح به والدین و فرزندان می گویم که بی مهبا وارد فضای مجازی نشوید و دلیل مناسب و زمان مشخصی برای ورود به این فضا داشته باشید.

 

حجت الاسلام و المسلمین جزایری در پایان با بیان اینکه، نکته ی کلیدی در این طرح، مدیریت فضای مجازی است؛ گفت: یک توصیه برای کسانی که می خواهند طرح نظارت تربیتی خانواده در خانه را اجرا نمایند. نکته کلیدی که در این طرح به آن توجه شده است مدیریت فضای مجازی می باشد که یکی از رکن های اساسی این طرح است. ما باید از این تکنولوژی جدید که در جامعه به وجود آمده است که در حال حاضر در جهان هم به آن توجه می شود، برنامه ریزی داشته باشیم. اگر برای این فضا برنامه ریزی نکنیم دیگرانی هستند که برای دانش آموزان ما  برنامه ریزی می کنند. و آن زمان است که ضربات جبران نا پذیری به ما وارد می شود. پس ما باید پیش قدم باشیم تا از این خطرات جلوگیری کنیم.

برای والدین هم یک نکته که خیلی هم برای خودشان و فرزندان شان مشکل آفرین است آموزش و آگاهی نداشتن والدین به این فضا و نبودشان در کنار فرزندان است.

لطفاً شنگول و منگول نباشید!

اینستاگرام اسب تروآی مدرن !!! | رضا دلفی

خیلی از داستان‌های تاریخی فقط برای اطلاع و آگاهی بخشی ما نسبت به وقایع آن دوره بیان نمی‌شوند. بلکه برای درس گرفتن ما و جلوگیری از بروز یک خطای مجدد است که نقل می‌شوند. یکی از این داستان‌هایی که خیلی جذاب هم است و بارها، در واقعیت و در فیلم‌ها تکرار شده است. ماجرای اسب تروآ می‌باشد. (اشاره به داستان‌های اساطیر یونان و رم)

ماجرا بدین گونه است که، دشمن چون یارای مقابله رودررو را نداشته، با حیله‌ای (ساختن یک اسب چوبی ) در جمع خودی نفوذ کرده و در یک فرصت مناسب که همه در حال خوش‌گذرانی و رؤیاپردازی برای آینده خود و شاید هم مملکت خود بودند، نقشه خود را عملی کرده و …

اسب چوبی امروزی

در دنیای امروز دیگر نباید توقع یک اسب چوبی را داشته باشیم تا آن ماجرا، برای ما یادآوری شود  و در پی مقابله شویم. اسب تروآ امروزه، خودش را به شکل‌های دوست‌داشتنی و جذاب درمی‌آورد یا خود را برای ما یک ارزش می‌کند .اسب تروآی امروز ما تلگرام است، اسب تروآی امروز ما اینستاگرام است . و خدا می‌داند که اسب تروآ فردا خود را به چه شکلی درمی‌آورد.

دست پرورده فیس بوک

اینستاگرام در ابتدای آغاز خود یک برنامه به‌ظاهر اشتراک عکس بود. به‌مرورزمان خود را برای رضای خدا به‌روزرسانی کرده و قابلیت‌های دوست‌داشتنی‌تری مثل اشتراک فیلم به خود اضافه کرد.اما مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود، اینستاگرام که در حقیقت دست‌پرورده فیس‌بوک است خیلی زود متوجه شد که راه را درست آمده و می‌تواند کار ناتمام فیس‌بوک را به سرانجام برساند.

میهمان ناخوانده

بعد از اضافه کردن ویژگی‌های قبلی روزبه‌روز خودش را در دل ما بیش‌ازپیش جا کرد. به‌طوری‌که کمپین‌های خروج از فیس‌بوک و ورود به اینستاگرام  در کشور به راه افتاد. اینستاگرام اخیراً ویژگی جدیدی بانام استوری (Story) به خود اضافه کرده است. که در آن شما می‌توانید به‌صورت زنده برای دوستان خودتان فیلم ارسال کنید و شما هم از نظرات آن‌ها مطلع شوید. طبق معمولِ ما ایرانی‌ها که به میهمان‌نوازی معروف هستیم به این میهمان ناخوانده هم خوش‌آمد گفته و او را به گرمی وارد جمع‌های خود کردیم.

میهمانی های آن چنانی

او را در کنسرت‌ها بردیم تا آن دسته از کسانی که دغدغه این را داشتند که چون خیلی‌ها به دلیل هزینه بالای کنسرت‌ها  نمی‌توانند در این برنامه‌های به‌ظاهر فرهنگی حضورداشته باشند، بتوانند به‌صورت مجازی وزنده در کنسرت‌ها شرکت کنند.

او را وارد میهمانی‌های آن‌چنانی خود کردیم که کسانی که درگذشته با موانع اجتماعی برای وارد شدن به چنین جمع‌هایی مواجه می‌شدند خیلی راحت‌تر در خلوت خود در آنجا حضورداشته باشند. البته کنار هر استفاده‌ای، می‌شود استفاده درستی مانند پخش زنده سوختن پلاسکو، پخش زنده یک صحنه تصادف، پخش زنده یک درگیری و پخش زنده‌های دیگری … را داشته باشیم.

کلام آخر

حالا به نظر شما اینستاگرام با ایجاد این‌چنین ویژگی می‌خواهد به چه چیزی برسد. نظرات در این زمینه متفاوت است.یکی می‌گوید جهت ارتباط واقعی‌تر و بهتر بین مردم جامعه !!!، یکی می‌گوید برای جذب مخاطب بیشتر،  یکی هم می‌گوید برای راحت‌تر کردن هرزه گری و از بین بردن پرده حیا”  یکی هم می‌گوید ….

 

تابه‌حال به این فکر کردید چرا فیس‌بوک در کشور ما فیلتر است ولی اینستاگرام و واتس آپ نه؟!!  چرا چند سال قبل، با ورود رایتل و مکالمه تصویری آن برخورد شد، ولی برنامه‌های چند برابر بدتری مثل ایمو (imo) ، اسکایپ(skype) ، واتس آپ (whatsapp) همچنان در حال فعالیت هستند. یعنی مسئولین ما فریب اسب تروآی فیس‌بوک را خورده‌اند. یا هنوز در حال خوش‌گذرانی و رؤیاپردازی هستند؟!

نظر شما چیست با این میهمان ناخوانده باید چه‌کار کنیم؟ او را باید بدون هیچ قید و شرطی بپذیریم یا نه ؟؟؟

 

آیا می‌شود فقط با گفتن جمله ” باید فرهنگ استفاده آن در جامعه رواج پیدا کند” با او مقابله کرد. صرف گفتن این جمله چه‌کاری انجام می‌دهد؟ آیا از معضلاتی که این‌چنین ویژگی‌هایی با خود به همراه می‌آورد می‌توان جلوگیری کرد؟ تابه‌حال برای استفاده از تلگرام، واتس آپ، ایمو، اسکایپ، لاین، وایبر و کلی اسب تروآی دیگر که روزبه‌روز بیشتر و بیشتر می شوند فرهنگ سازی کرده ایم ؟

رضا دلفی

نظر شما در این زمینه چیست؟ نظر خود را در قسمت نظرات این صفحه برای ما ارسال کنید.