گزارش تصویری اردوی تفریحی طرح بچه های بهشت مساجد مجموعه طلیعه داران ظهور

 

به گزارش مجموعه فرهنگی طلیعه داران ظهور؛ مساجد حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف (کوی ایثار) و آیت الله اشرفی اصفهانی اردوی مشترک تفریحی ویژه طرح بچه های بهشت به مقصد شهرستان اندیمشک برگزار کردند.

 

این اردوی تفریحی با شعار « برد و باخت مهم نیست دوستی ما مهم است » جهت بالا بردن ارزش دوستی در بین یچه ها برگزار شد. برنامه مانند جزیره گنج، مسابقات مختلف گروهی و تفریحات آبی از جمله برنامه های تفریحی این اردو دو روزه بود.

اردوی دو روزه تفریحی طرح بچه های بهشت مساجد مجموعه طلیعه داران ظهور در تاریخ های 12 و 13 مرداد ماه به مقصد شهرستان اندیمشک اردوگاه چم گلک برگزار شد.

 

طرح پشتیبان قرآنی

به گزارش روابط عمومی مجموعه فرهنگی طلیعه داران ظهور؛ مدارس مرکز استعدادهای ناب در راستای حفظ محوفظات قرآنی دانش آموزان در ایام تابستان طرح پشتیبان قرآنی را راه‌اندازی و اجرا نمودند.

 

معرفی طرح پشتیبان قرآنی

طرح پشتیبان قرآنی عنوان برنامه ای است که دانش آموزان مدارس مرکز استعدادهای ناب با نظارت و همراهی مربیان قرآنی خود در ایام تابستان جهت فراموش نکردن محفوظات قرآنی خود در یک برنامه‌ی سه ماهه اقدام به حفظ قرآن می نمایید.

در این طرح مربیان قرآنی به صورت هفتگی در کانال های ارتباط مدرسه محدوده‌ای از قرآن را جهت تمرین وحفظ اعلام می نمایند و بعد از گذشت چند روز از هر دانش آموز به صورت تلفنی آزمون گرفته می شود. تا از روند پیشرفت دانش آموزان مطلع شوند و در صورت وجود اشکال به رفع آن بپردازند.

بهترین و مۆثرترین روش مرور محفوظات قرآنی «مرور از حافظه» است. مرور از حافظه، زمانی رخ می‌دهد که حافظ قرآن با تکیه بر حافظه خود، سعی می‌کند محفوظات را از حفظ بخواند.

طرح پشتبان قرآنی از سه سال گذشته تا کنون به صورت منظم در مدارس مرکز استعدادهای ناب در حال برگزاری می‌باشد. و از برکات این طرح می توان به افتخار آفرینی دانش آموزان در مسابقات مختلف قرآن و عترت در سطوح مختلف استانی و کشوری اشاره کرد.

 

طرح پشتبان قرآنی هم اکنون در مدارس ذیل در حال برگزاری می باشد.

دبستان دخترانه بهشت قرآن

دبستان پسرانه بهشت صابرین

دبستان دخترانه شهدای رضوان

یادداشت : تا دیر نشده کاری کنید!

عجب قصه ای شده است اندر لاف های تو خالی زدن ، دولت عزیز و محبوبمان را می گویم که در این چند سال کلید به دست است ولی زهی خیال باطل که این کلید دولتی قفلی از قفل های مملکت را باز نمی کند. اما روی سخنم با دولت عزیز نیست چرا که فایده ای ندارد، کاری هم به نمایندگان محترم مجلس ندارم زیرا آنها کارشان چیز دیگریست مثلا : سلفی گرفتن و رفتن به روسیه برای تشویق تیم ملی و… که مزاحمشان نمی شوم تا از برعهده گرفتن این مسئولیت خطیر در مقابل مردم شرمنده نشوند.


اما روی سخنم با بچه های متدین و مذهبی و ولایتی و دلسوز است که : اگر یادتان باشد در دی ماه سال 96 چه اتفاقی افتاد؟ خب یکی از مقصرینش جامعه حزب اللهی کشور بود چرا که می توانست صحنه گردان این تجمعات مردمی (البته در ابتدایش) باشد اما کنار رفت و کاری نکرد و بعد که قضیه خیلی بد شد و مرد و نامرد قاطی شد، آمدند در صحنه و البته مقابلشان و خیلی هم دیر، که تبعات و هزینه های بسیار زیادی برای مملکت داشت ولی خدا روشکر بخیر گذشت. انسان عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.


هم اکنون مشکلات اقتصادی (که حضرت آقا فرمودند مسئله اول مملکت است) به مردم بیشتر از قبل فشار آورده و ما انتظاری هم از دولت عزیز نداریم زیرا عُرضه ی حل این مشکلات را ندارد ولی از جامعه مذهبی و متدین و ولایت مدار انتظار می رود قبل از اینکه قضایای سال گذشته که خیلی دور هم نیست، اتفاق بیافتد به پا خیزند، از جامعه ی روحانیت و حوزه ی علمیه( که متاسفانه بعضی مردم به این قشر بدبین شده اند که دلیلش هم واضح است و آن اینکه بعضی از آنها روحیه مطالبه گری خود را از دست داده و غیرفعال به تمام معنا شده اند) انتظار می رود که همراه و همگام مردم و تجمع کنندگان مشکلات مردم را پیگیر و از مسئولین دولتی و استانی حل آن ها را مطالبه گری کنند.

مردم چشمشان به جامعه ی مذهبی در هر صنف به خصوص حوزه ی علمیه و روحانیت است لطفا تا دیر نشده کاری کنیم.

سین جیم

فرزندم را در مدرسه دور از خانه ثبت‌نام کنم یا نزدیک؟

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد طاهر جزایری مسئول مرکز استعداد های ناب در این یادداشت کوتاه (فرزندم را در مدرسه ی دور از خانه ثبت‌نام کنم یا نزدیک؟)به سه نکته را به والدین جهت انتخاب مدرسه خوب برای فرزندان بیان می کند.

فرزندم را در مدرسه ی دور از خانه ثبت‌نام کنم یا نزدیک؟به سه نکته در انتخاب مدرسه باید توجه کرد.


1. مدرسه باید دارای معلمین و مربیان خوبی باشد.

معلمین و مربیان نباید اهل تنبیه باشند. باید الگوی خوب و مناسبی برای دانش‌آموز باشند. این ملاک در مقاطع پایین مانند پیش‌دبستان و دبستان بسیار حائز اهمیت است.


2. فضای عمومی مدرسه خوب باشد.

ممکن است درجایی معلم و مربیان خوبی داشته باشند اما دانش‌آموزانی که تجمیع شده‌اند در این مجموعه دانش آموزان آسیب‌زایی باشند (سطح فرهنگی دینی پایینی داشته باشند)


3. برنامه‌های خوبی داشته باشند.

مدرسه باید برای دانش آموزان 9-10 ساله برنامه نماز را داشته باشد. کتاب‌های درسی به‌تنهایی برای رشد تربیتی کافی نیست و نیاز به مکمل دارد که مدرسه باید در کنار برنامه‌های عمومی پایه با برنامه‌ریزی مناسب جهت برگزاری برنامه‌های مناسبتی و تربیتی به این امر مهم بپردازد.


اما یک سؤال اینکه می‌توان فرزند را در مدرسه نزدیک به خانه که کار علمی خوب انجام می‌دهد اما کار فرهنگی نمی‌کند ثبت‌نام کرد؟
با لحاظ کردن شرایطی این مدرسه مناسب است:
پدر و مادر باید بتوانند یک مکمل خوب در کنار مدرسه قرار دهند؛ مثلاً فرزند را در نمازهای جماعت و نمازهای جمعه شرکت دهند، او را در مراسم‌های دینی و مذهبی را حاضر کنند.
اما اگر این مدرسه ازلحاظ فرهنگی منفی است یعنی در رفتار دانش آموزان هیچ نظارتی نیست و هیچ قاعده و قانونی ندارد یا خانواده‌ها، خانواده‌های مناسبی نیستند؛ این مدرسه مناسب نیست.
باید این نکته را گفت که اگر در دورترین منطقه شهر مدرسه‌ای باشد که ویژگی‌های ذکرشده بالا را داشته باشد باید فرزندمان را آنجا ثبت‌نام کنیم.

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد طاهر جزایری

معیار و ملاک پیشرفت متربیان چیست؟

حجت السلام ایمان کسایی :

یکی از مسائل مهمی که انسان در زندگی با آن روبرو ست رشد و موفقیت و پیشرفت در زندگی است. اساساً چه زمانی می توانیم خود و یا دیگران را ارزیابی کنیم که به چه میزان در زندگی پیشرفت کرده ایم. این مسئله برای مربیان در کار تربیتی نیز مطرح است؛ که محور رشد و  ملاک پیشرفت در متربیان  چیست؟ آیا نظم در پوشش، ادب در گفتار،  موفقیت در تحصیل ، ملاک روشد متربی است؟ عدم پاسخ گوئی شفاف به این سوال هم ما را در ارزیابی خود و دیگران دچار اشتباه می‌کند و هم نمی‌دانیم محور حرکت در زندگی خود را به چه موضوعی اختصاص می دهیم.

خداوند بالا ترین ارزش

متفکرین شرق و غرب نظرهای مختلفی را پیرامون این موضوع مطرح کرده اند ؛ اما از نگاه دینی در بستر زندگی انسان، خداوند ارزش‌هایی را آفریده است که این ارزشها کمال مطلوب هستند و هر انسانی هر چه به این ارزشها نزدیکتر شود، رشد و پیشرفت بیشتری کرده است. به عنوان مثال خود خداوند متعال بالاترین ارزش است.

هرچه انسان صفات الهی در وجودش نمود بیشتری پیدا کند خود صاحب ارزش می‌شود. نظام ارزشی در عالم نظام واحدی است. ارزش‌ها نسبی نیستند؛ اینکه برخی قائل به نسبیت اخلاق هستند چون قائل به نظام ارزشی نیستند. می گویند پسند مردم مهم است. ممکن است در یک زمان مردم پوشش را بپسندند، حجاب می‌شود ارزش و در یک زمان پوشش را نپسندند حجاب و حیا می شود ضد ارزش.

نگاه دین به نظام ارزشی

اما از نگاه دینی خداوند نظام ارزشی را به صورت حقیقتی غیر قابل تغییر آفریده است. نه اینکه انسان خالق و یا تغییر دهنده آن باشد. لذا اخلاق جزء نظام ارزشی است. همیشه فعل اخلاقی خوب و ارزشمند است.  نه اینکه انسان به خاطر پول و قدرت و…  اخلاق را زیر پا بگذارد به همین منظور است که می بینیم ابی عبدالله، آقا امیرالمومنین در جنگ با دشمن اخلاق را رعایت می کردند. با اینکه دشمن سابقاً آب را روی ایشان بسته بود  اما ایشان به محض تسلط بر رودخانه، آب را بر روی دشمن باز کردند.

لازم به ذکر است انسان فطرتاً گرایش به ارزش‌ها دارد.  خداوند فطرت را قوه محرکه انسان برای حرکت به سمت نظام ارزشی قرار داده است.این حرکت نه به دلیل نیاز بلکه به دلیل گرایش فطرت به خوبی ها و ارزش هاست.

توضیح این مطلب را در نوشتار بعد پی خواهیم گرفت.

فضایل عجیب روز غدیر | حجت الاسلام والمسلمین پناهیان

[quote]خداوند در روز عید غدیر دوبرابر شب قدر، دو برابر شب عید فطر، دوبرابر ماه مبارک رمضان، از آتش جهنم نجات می‌دهد./ هر کاری ثوابی در روز غدیر، ثواب هشتاد ماه عبادت دارد!/ طعام به مؤمنین در روز غدیر، مانند اطعام همۀ انبیاء و صدیقین است!/ ثواب دویست هزار برابری صدقه در راه خدا/ امام رضا(ع)  هر کسی را که در روز غدیر به خانۀشان می‌آمد برای شام، نگه می‌داشت و وقتی می‌خواست برود، به او هدایای متنوعی-از انگشتر تا پارچه تا هدایای مختلف-می‌دا. دیگر چه‌طور باید به ما بگویند که «مهم است»؟![/quote]

 

حجت الاسلام پناهیان:

  • اساساً شاد بودن به شادی اهل‌بیت(ع) ثواب بیشتری هست تا غمگین شدن به مظلومیت اهل‌بیت(ع)؛ چون رنج اهل‌بیت(ع) دیده می‌شود و اگر کسی عقلش به دیده‌‌اش باشد مظلومیت اهل‌بیت(ع) را لمس می‌کند، متأثر می‌شود و تأثر خودش را نشان می‌دهد اما نمی‌تواند فرح و سرور جایگاهی مثل عید غدیر را ببیند. شاد شدن به شادی اهل‌بیت(ع) دشوارتر است تا غمگین شدن در عزای اهل‌بیت(ع).

 

  • در روایت می‌فرماید: مؤمنین در عید غدیر مورد عفو و بخشش و مغفرت و رحمت قرار می‌گیرند، بیش از ماه مبارک رمضان و شب عید فطر-شب عید فطری که هر کسی در ماه رمضان بخشیده نشده باشد در شب عید فطر بخشیده می‌شود-و بیش از تمام طول سال.(فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَةً وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَةِ الْفِطْرِ؛ تهذیب‌الاحکام/6/24)

 

  • می‌فرماید: کسی که عید غدیر را گرامی بدارد تا وقتی گناه کبیره‌ای انجام نداده اگر از دنیا برود «مات شهیدا!»(فَمَنْ تَزَیَّنَ لِیَوْمِ الْغَدِیرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ کُلَّ خَطِیئَةٍ عَمِلَهَا صَغِیرَةً أَوْ کَبِیرَةً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَائِکَةً یَکْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَى قَابِلِ مِثْلِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَإِنْ مَات‏ مَاتَ شَهِیداً وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ سَعِیدا؛ اقبال‌الاعمال/1/464) در عید غدیر شما هر کاری از ثواب انجام می‌دهید، ثواب هشتاد ماه عبادت را به شما می‌دهند! در روز عید غدیر هر بِرّی، هر قدمی برای برادران دینی برداشته شود «لا تُعدّ و لا تُحصی» است.

 

  • امام صادق(ع) در روایتی می‌فرماید: اطعام به مؤمنین مانند اطعام همۀ انبیاء و صدیقین است! (وَ مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِناً کَانَ کَمَنْ أَطْعَمَ جَمِیعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الصِّدِّیقِین‏؛ اقبال‌الاعمال/1/465)

 

  • امام رضا(ع) سنت‌شان این بود که عید غدیر هر کسی به خانۀ ایشان می‌آمد او را برای شام، نگه می‌داشت و وقتی می‌خواست برود، به او هدایای متنوعی-از انگشتر تا پارچه تا هدایای مختلف-می‌داد تا برای بچه‌هایش ببرد.

 

  • امام صادق(ع) می‌فرماید: غدیر در آسمان‌ها شناخته‌شده‌تر و مشهورتر از زمین است (قَالَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ فِی السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ؛ تهذیب الاحکام/6/25) و آنجا جشن ویژه می گیرند.

 

  • هر یک درهمی که شما در راه خدا صدقه بدهی، انفاق کنی یا صله بدهی-در روزهای عادی-ده‌برابر حساب می‌شود، اما روز عید غدیر اگر این کار را انجام دهی، دویست هزار برابر برایتان حساب می‌شود! (فَالدِّرْهَمُ فِیهِ بِمِائَتَیْ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ الْمَزِیدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏؛ اقبال‌الاعمال/1/463)

 

  • در روز عید غدیر خدا چه‌کار می‌کند؟ «فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَةً» خدا گناه شصت سال را می‌بخشد «وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَةِ الْفِطْرِ»(تهذیب‌الاحکام/6/24) و خدا در روز عید غدیر دوبرابر شب قدر، دو برابر شب عید فطر، دوبرابر ماه مبارک رمضان، از آتش جهنم نجات می‌دهد.

 

  • می‌فرماید: «وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِحَقِیقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَةُ فِی کُلِّ یَوْمٍ عَشْرَ مَرَّات‏»(تهذیب‌الاحکام/6/24) اگر مردم فضل این روز را به حقیقتش درک کنند، ملائکه-نه فقط در روز عید غدیر بلکه- در طول سال هر روز ده مرتبه با آنها مصافحه می‌کنند! دیگر چه‌طور باید به ما بگویند که «مهم است»؟!

 

 

[button_link size=”medium” src=”http://bayanbox.ir/download/2270965450094186905/Clip-Panahian-FazaeleAjibeQadir.mp3″]دانلود صوت سخنرانی[/button_link]

منبع: بیان معنوی

غدیر اكمال دين و اتمام نعمت

غدیر اكمال دين و اتمام نعمت

غدير اساس دين اسلام و ثمره نبوت پيامبر(ص) است. نام غدير تعيين كننده صراط مستقيم تا آخرين روز دنياست،‌ و خطابه غدير زنده‌ترين سند آن نتيجه‌اش، ولايت اميرالمومنين (ع) است. در طول تاريخ بعثت پيامبر اسلام تنها حكم غدير است كه با مقدماتي خاص دور مكاني خاص و در بين اجتماعي عظيم مطرح شده است، زيرا احكام الهي ديگر يا در مسجد پيامبر(ص) و يا در خانه آن حضرت براي عده‌اي گفته مي‌شد و بعد خبر به همه مي‌رسيد. از اين رو ما مي‌توانيم به متمايز بودن مسئله غدير پي ببريم.1

ماجراي غدير

در سال دهم هجرت پيامبر (ص) از طرف خداوند مأمور شدند تا دو مسئله مهم دين اسلام را به مردم ابلاغ نمايند و آن دو مسئله عبارت بودند از حج و ولايت و خلافت دوازده امام (ع). پس از اين اعلان مردم با عجله آماده خروج از مكه شدند. بعد از اينكه افراد به محل غدير خم رسيدند پيامبر بر روي منبري كه در زير درخت كهنسالي كه در آنجا بود ساخته بودند رفت و سپس دستور داد تا اميرالمومنين (ع) را فراخواندند و دستور دادند بالاي منبر پيامبر و دست راست آن حضرت بايستد، پس پيامبر منتظر ايستادند تا مردم كاملاً جمع شدند و آنگاه خطابه رسمي خود را بيان نمودند.

 

ايشان در اثناي خطبه دو عمل را انجام دادند، در ابتدا پس از مقدمه چيني و ذكر مقام خلافت و ولايت اميرالمومنين(ع) براي اينكه هرگونه شك و شبهه‌اي را برطرف نموده باشند پس از شرح مقام ولايت به صورت لساني حضرت علي(عليه‌السلام) را جانشين خود خواندند و آن را بدينگونه عنوان كردند كه: «باطن قرآن و تفسير آن را براي شما بيان نمي‌كند مگر اين كه كسي كه دست او را مي‌گيرم و او را بلند مي‌كنم و بازويش را گرفته‌ و او را بالا مي‌برم» سپس حضرت بازوان علي (ع) را گرفتند سپس فرمودند: «هر كس من مولي و صاحب اختيار اويم اين علي مولي و صاحب اختيار اوست». و اقدام عملي دوم حضرت پيامبر، بيعت گرفتن از مردم بود، چون زياد بود و گرفتن بيعت از آن جمعيت انبوه غيرممكن بود لذا ممكن بود كه افرادي به بهانه‌هاي مختلف از بيعت شانه خالي كنند، حضرت فرمودند به خاطر ازدحام جمعيت امكان بيعت‌گرفتن از همه وجود ندارد اين سخن را كه من مي‌گويم تكرار كنيد و بگوييد: «ما فرمان تو را از جانب خداوند كه درباره علي‌بن‌ابيطالب و امامان و مريدانش به ما رساندي اطاعت مي‌كنيم و به آن راضي هستيم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر اين مدعا بيعت مي‌كنيم… عهد و پيمان در اين‌باره براي آنان از ما از قلب‌ها و جان‌ها و زبان‌ها و ضماير و دستانمان گرفته شد. هر كس با دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار كرده است».

 

وقتي كلام حضرت پايان يافت همه مردم سخن ايشان را تكرار نمودند و بدينوسيله بيعت عمومي گرفته شد. در مراسم بيعت، پيامبر (ص) عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمومنين (ع) قرار دادند.

 

ادعاي منافقان و دشمنان علي مبني بر اينكه هدف از مراسم غدير، اعلان دوستي حضرت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و اله) به علي(عليه‌السلام) است:

پيامبر زماني كه صحابه جمع شدند تا ايشان خطبه غدير و مراسم غدير را اجرا كنند و فرمودند: «اي مردم من علي را دوست دارم!» و چند بار اين جمله را تكرار نمودند و سؤالي كه مطرح مي‌شود اين است كه آن حادثه‌اي كه پيامبر مي‌خواست مردم ببينند و آن را به گوش ديگران برسانند آيا به اين علت بود كه پيامبر علي را دوست دارد؟ آيا چنين حركتي از يك انسان عادي قابل قبول است؟ و آيا حركتي بيهوده نبوده است؟ و مگر مسلمانان نمي‌دانستند كه پيامبر را دوست دارد؟ ولي مي‌توان اين موضوع را اينگونه پاسخ داد كه اگر روز غدير تنها براي ابلاغ دوستي بود، پس چرا جبرييل، آن فرشته بزرگ وحي بيايد و رسول خدا را از پيام وحي آگاه كند و چنانكه خود شخص رسول خدا (ص) فرمودند: همانا جبرييل كه درود خدا بر او باد سه بار بر من نازل شده و سلام خدا را رساند، و فرمود كه در اين مكان (غديرخم) توقف نمايم، و به سياه و سفيد شما اعلام كنم كه علي‌بن‌ابيطالب وصي و جانشين و پيشواي شما بعد از من است، جايگاه او نسبت به من، مانند هارون نسبت به موسي پيامبر است، با اين تفاوت كه پس از من پيامبري نخواهد آمد، علي(ع) پس از پيامبر، رهبر شماست، و خداوند بزرگ آيه‌اي در قرآن در همين مسئله نازل فرموده كه: همانا رهبر و سرپرست شما خدا و رسول او و كساني كه ايمان آوردند و نماز را به پاي دارند، و در حال ركوع زكات بپردازند. همانطور كه مي‌دانيم علي‌(عليه‌السلام) نماز را به پاداشت، و در حال ركوع زكات پرداخت و در هر حال خدا را مي‌طلبيد و اگر هدف آن حضرت تنها اعلان دوستي با علي (عليه‌السلام) بوده، پس چرا آيه نزول آيه 55 سوره مائده (بلغ ما انزل اليك) به اعلام رهبري امام علي (عليه‌السلام) ارتباط دارد كه در اين آيه خداوند مي‌فرمايد: اي رسول خدا آنچه درباره علي از طرف خدا بر تو نازل شد، ابلاغ كن يعني رهبري علي (عليه‌السلام) بر امت اسلامي را به مسلمانان بازگو و چرا در سخنراني خود، امامت و وصايت امام علي (عليه‌السلام) را آشكارا بيان نمود.2

خطابه‌هاي قبل از غدير

اولين خطابه حضرت رسول در منا بود. اين خطبه اشاره به امنيت اجتماعي مسلمين از نظر مال، و جان و آبرو داشت، سپس آن حضرت خونهاي به ناحق ريخته شده و اموال به ناحق گرفته شده در دوران جاهليت را بخشيدند تا بدين وسيله كينه‌توزي‌ها از بين برود، و سپس در اين خطابه فرمودند: «اگر من نباشم علي‌بن‌ابيطالب در مقابل متخلفين خواهد ايستاد» و سپس ايشان حديث ثقلين را بيان فرمودند: « من دو چيز گرانبها در ميان شما باقي مي‌گذارم كه اگر به اين دو تمسك كنيد هرگز گمراه نمي‌شويد: كتاب خدا و عترتم يعني اهل‌بيتم».

 

دومين خطابه را حضرت در مسجد حنيف در منا فرمودند: ايشان در اين خطبه به اخلاق عمل، دلسوزي براي امام مسلمين و تفرقه نينداختن سفارش فرمودند و تساوي همه مسلمانان در برابر حقوق و قوانين الهي را اعلام كردند.3

نگاهي به حديث روز غدير در منابع اهل سنت

در صفحات 56/ 55 ج اول سنن ابن‌ماجه چنين آمده است كه: «همراه رسول خدا از سفر حج برمي‌گشتيم كه در ميان راه ايشان دستور دادند تا همه افراد جمع شدند، آنگاه خطاب به جمعيت فرمودند: آيا من بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم؟ گفتند: آري، فرمود: اين شخص- علي (عليه‌السلام)- ولي هر كسي است كه من مولاي اويم، خدايا! دوست بدار هر كه را كه او را دوست مي‌دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن مي‌دارد.

 

ترمذي در ج دوم جامع خود با سند خويش از مسلمه‌بن كهيل نقل مي‌كند كه مي‌گفته است، از ابوالطفيل شنيده كه او از ابوسريحه يا از زيدبن ارحم از فرموده رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و آله) نقل كرده كه پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) فرموده‌اند: «هر كه من مولاي اويم، علي مولاي اوست». كتاب مجمع الزوائد خود، حديث غدير را نخست به نقل از طيرني آورده و سپس از گفته علي(عليه‌السلام) نيز نقل مي‌كند كه فرموده است: به دستور پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و آله) در منطقه خم نخست زير درختي را از خار و خاشاك پاك كردند، آنگاه پيامبر در حالي كه دست مرا در دست گرفته بودند: خطاب به مردم فرمودند: اي مردم! آيا شما گواهي نمي‌دهيدكه خداوند پروردگار شماست؟ گفتند: آري، گواهي مي‌دهيم. سپس فرمود: آيا گواهي نمي‌دهيد به اينكه خدا و رسول او بر شما از خودتان سزاوارترند و اينكه خدا و رسول خدا مولاي شمايند؟ گفتند: آري، همين‌گونه است. پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: هر كس كه خدا و رسولش مولاي اويند اين مرد مولاي او خواهد بود.4

غدير از نظر اهل‌بيت (عليه‌السلام)

پيامبر اكرم (صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: روز غديرخم برتر اعياد امت من است و آن روزي است كه خداي متعال به من امر فرمودند تا برادرم علي‌بن‌ابيطالب (عليه‌السلام) را به عنوان علم (هدايت) براي امتم معرفي كنم، تا پس از من به وسيله او هدايت شوند.

حضرت علي (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: ايشان در سالي كه روز جمعه و عيدغدير در يك روز افتاده بود فرمودند: امروز، روزي بس بزرگ است. امروز روز كامل‌شدن دين است، امروز روز عهد و پيمان است. امروز،‌ روز بيان حقايق ايمان است. امروز روز راندن شيطان است.

 

حضرت فاطمه زهرا(س): محمدبن‌لبيد گويد: روزي به حضرت فاطمه‌(س) عرض كردم، آيا رسول خدا بر امامت علي‌(عليه‌السلام) تصريح فرمودند: حضرت فرمودند: و اعجبا، آيا روز غدير را فراموش كرديد! امام حسن مجتبي: در سال 41 هجري، زماني‌ كه امام حسن مجتبي(عليه‌السلام) مي‌خواست پيمان صلح را با معاويه منعقد كند خطبه‌اي خواندند كه در ضمن آن خطبه فرمودند: اين امت، جدم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) را ديدند و از او شنيدند، كه دست پدرم را در غديرخم، به دست گرفت و به آن‌ها فرمود: (من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه، سپس به آن‌ها امر فرمودكه حاضران به غايبان بگويند.

 

امام محمد باقر(عليه‌السلام) فرمودند: ابليس چهار روز از سر ضعف و عجز ناله سرداد: روزي كه مورد لعن قرار گرفت، روزي كه به زمين فرستاده شد، روزي كه پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) به نبوت مبعوث شد، و روز عيدغديرخم.5

 

در كتاب ثواب الاعمال روايتي به نقل از قاسم‌بن‌يحيي از پدربزرگش حسن‌بن‌راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (عليه‌السلام) عرض كردم: فدايت شوم آيا براي مسلمانان عيد ديگري جز فطر و قربان وجود دارد؟ فرمود: اي حسن! آري، عيدي كه از اين دو عيد شريف‌تر و برتر است. گفتم: آن كدام است؟ فرمود: روزي كه اميرالمومنين براي مردم به عنوان نشانه هدايت برگزيده شد. پرسيدم: كدام روز هفته بوده است؟ فرمود: روزي در سال‌ها تغيير مي‌كند، آن‌ روز هجدهم ذي‌حجه است گفتم: فدايت شوم، براي ما چه كاري شايسته است كه در آن روز انجام دهيم؟ فرمود: اي حسن! آن روز را روزه بگير و فراوان بر محمد اهل‌بيت او درود فرست و به پيشگاه خداوند از آنان كه بر ايشان ستم كرده‌اند و منكر حق آنان شده‌اند، بيزاري بجوي! و پيامبران گذشته به اوصياي خود سفارش مي‌كرده‌اند كه اين روز را عيد بگيرند. حسن‌بن راشد مي‌گويد گفتم: براي كسي از ما كه آن روز را روزه بدارد چه پاداشي است؟ فرمود: معادل شصت ماه روزه‌گرفتن.6

 

امام رضا (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: اين روز، روز عيد اهل‌بيت محمد عليهم‌السلام است. هر كس اين روز را عيد بگيرد خداوند مالش را زياد مي‌كند.

امام هادي(عليه‌السلام) مي‌فرمايند: روز غدير روز عيد است، و افضل اعياد نزد اهل‌بيت و محبان ايشان به شمار مي‌آيد.7

آيا غدير، يك حركت دفعي و يك عمل يك‌باره بود يا در مورد آن تصميم گرفته شد؟

يكي از سؤالاتي كه درمورد غدير مطرح مي‌شود اين است كه آيا اين ماجرا يك حركت دفعي بوده يا در مورد آن تصميم گرفته ‌ شده است؟ و يا اينكه اصلاً بحثي در اين رابطه بوده و در سرزمين (جحفه) يك مرتبه به پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و آله) وحي نازل شد كه علي(عليه‌السلام) را به عنوان جانشين خود انتخاب كن در غير اين صورت اصلاً دين را تبليغ نكرده‌اي، كدام يك از اين دو ديدگاه درست است؟ به احتمال زياد ديدگاه دوم صحيح است و اين چنين نبوده كه در غدير و يك مرتبه و بدون هيچ به سابقه‌اي پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) وحي شده باشد كه علي (عليه‌السلام) را به عنوان جانشين خود معرفي كن واگر معرفي نكني دين را تبليغ نكرده‌اي. خير اين‌گونه نبوده‌است زيرا سابقه جانشيني علي(عليه‌السلام) به زمان اعلان رسمي و علني دين اسلام برمي‌گردد و از زماني كه آيه مباركه( و انذر عشيرتك الا قربين) نازل شده كه طبق آن پيامبر مأمور شدند تا بستگان خود را جمع و آن‌ها را با دعوت و سخن خود آشنا نمايد، در همان روز جانشيني علي‌(عليه‌السلام) اعلام شده و از آن پس هم حضرت رسول در طول دوره نبوت خود بارها موضوع جانشيني حضرت علي‌(عليه‌السلام) را مطرح كردند. و در اين مورد اسناد بسيار معتبري داريم كه حتي برخي از محققين اهل سنت هم به آن اذعان مي‌كنند. به عنوان مثال: عمران‌بن حصين مي‌گويد: پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: به درستي كه علي از من است و من هم از او هستم،‌ و او ولي هر مؤمن است بعد از من.

 

معجزه غدير

واقعه عجيبي كه به عنوان يك معجزه تلقي مي‌شد در روز عيد غدير اتفاق افتاد و آن ماجراي «حارث فهوي» بود. در آخرين ساعات از روز سوم،‌ او با 12 نفر از اصحابش نزد پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) آمد و گفت:

 

«اي محمد! سه سؤال از تو دارم: آيا شهادت به يگانگي خداوند و پيامبر خود را از جانب پروردگارت آورده‌اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده‌اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا اينكه درباره علي‌بن‌ابيطالب گفتي: «من كنت مولاه فعلي مولاه …» از جانب پروردگار بود يا از پيش خود گفتي؟

 

حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:«خداوند به من وحي كرده است و واسطه بين من و خدا جبرييل است و من اعلان كننده پيام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبري را اعلان نمي‌كنم».

حارث گفت: خدايا، اگر آنچه محمد مي‌گويد حق و از جانب توست سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكي بر ما بفرست» سخن حارث تمام شد و به راه افتاد. خداوند سنگي از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد شد و از دبرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد. بعد از اين جريان، آيه «سال سائل بعذاب واقع، للكافرين ليس له دافع…» (سوره معارج، آيه 21) نازل شد. پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و اله) به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟ گفتند آري. با اين معجزه، بر همگان مسلم شد كه «غدير» از منبع وحي سرچشمه گرفته و يك فرمان الهي است.8

نتيجه

روز غدير به فرموده امام جعفر صادق(عليه‌السلام) بزرگترين و از بهترين اعياد اسلامي است. غدير عيدي است كه از تمام اعياد عظمت و شرافت و فضيلت و حرمتش بيشتر است. در اين روز پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله)  به امر پروردگار حضرت علي(عليه‌السلام) را به امامت و خلافت پس از خود منصوب فرمودند و به نص قرآن كريم در چنين روزي اكمال دين و اتمام نعمت الهي بر مسلمانان گرديد و به فرموده امام صادق (عليه‌السلام) لازم است در چنين روز باعظمتي جشن و سرور به پا نمايند و به ديدار يكديگر بروند و تبريك و تهنيت بگويند.

بعضي از  جهات حكم غدير را مي‌توانم اين طور بيان كنم كه:

1- خطاب خداوند كه «اي پيامبر ابلاغ من آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده كه اگر ابلاغ نكني رسالت خود را نرسانده‌اي كه در هيچ يك از فرامين الهي چنين مطلبي گفته‌ نشده است.

2- اقرار گرفتن‌هاي حضرت ‌رسول از مردم در روز غدير.

3- مسئله امامت فقط صورت يك خبر و پيام و خطابه ابلاغ نشده بلكه به عنوان حكم و فرمان الهي و بيعت عموم مسلمانان و تعهد آنان اجرا شد.

4- خطاب خداوند كه فرمودند: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم» كه تا آن روز مشابه آن را هم در هيچ موردي نفرموده بودند.

مقاصد حضرت رسول از خطبه غدير را در چند مورد مي‌توان بيان كرد:

1- نتيجه‌گيري از زحمات 23 ساله با تعيين جانشيني كه ادامه دهنده اين راه باشد.

2- حفظ دائمي اسلام از كفار و منافقين با تعيين جانشيناني كه از عهده اين مهم برآيند.

3- اقدام رسمي براي تعيين خليفه كه از نظر قوانين ملل در هميشه تاريخ سنديت دارد.

4- بيان يك دور جامع از برنامه 23 ساله و گذشته و حال مسلمين.

5- ترسيم خط مشي آينده مسلمين تا آخر دنيا.

6- اتمام حجت بر مردم كه از مقاصد اصلي در ارسال پيامبران است.9

پي‌نوشت‌ها:

1) انصاري زنجاني، محمد باقر، اسرار غدير، گزارش تحليلي از واقعه غديرخم، نشر مولود كعبه، غدير 1421، ص 29

2) دشتي، محمد، جايگاه غدير، اميرالمومنين (عليه‌السلام)/ چاپ اول/ زمستان 77، قم، صص 26-28.

3) انصاري زنجاني، همان، ص 39.

4) ندارد

5) شيخ محمدرضا، غدير در اسلام،‌ ترجمه كتاب الغدير في‌الاسلام/ مترجم: دكتر محمود مهدوي دامغاني، انتشارات بنياد بين‌المللي غدير، پاييز 1380، صص 46-54.

6) حائري تهراني، مهدي، پرتوي از غدير/ انتشارات هجرت، 1374، صص 59-62.

7) شيخ محمدرضا، همان، ص 256.

8) نعيم‌آبادي، غلامعلي، غدير در آينه تاريخ، ص 235/ مؤسسه فرهنگي انتشاراتي توسعه قلم، 1381، ص 235.

منبع:ido.ir

برگ برنده

در ادامه یادداشت های تربیتی حجت الاسلام کسایی با عنوان های حلقه گمشده در کار فرهنگی و روش های تبلیغ دین  با سومین یادداشت از این موضوع با ما همراه باشید.

برگ برنده

دینِ فطری بزرگ‌ترین امتیازی در دست مبلغین دینی است. دینِ فطری، همان‌طور که غریزه و طبیعت مادی، انسان را به سمت خواب و خوراک می‌کشد. انسان را به سمت ارزش‌ها و امور فرا مادی (معنوی) هم می‌کشاند؛ لازم نیست در مدارس به دانش آموزان تعلیم دهیم که غذا بخورید، بخوابید و…؛ چون طبیعت انسان به دلیل نیازهای مادی است به دنبال این امور است.

 

خداوند عزیز نیز علاقه و گرایش ذاتی انسان را با پایه‌گذاری فطرت انسان، به سمت خوبی‌ها و حقایق و ارزش‌ها قرار داده است. عالم ذر از اولین عالمِ خلقت، روح و فطرت انسان است. همان عالمی که گرایش و علاقه و نیاز برای حرکت به سمت شکوفایی استعدادهای فطری را خدا در سرشت انسان نهاد.

 

لذا خداوند عزیز خطاب به نبی اکرم می‌فرماید: إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ…* تو تنها یادآوری کننده هستی. یعنی انسان‌ها به دلیل بی‌اهمیتی به گرایش‌های فطری خود و تمرکز بر علاقه‌مندی‌های مادی خود، فراموش می‌کنند نیازهای عمیقی در وجود خود علاوه بر نیازهای سطحی و مادی دارند. تنها برگ برنده ما برای سخن با نسل امروز جهت معرفی دین، فطرت است. به جوان بگوییم خودت را بشناس، راه زندگی‌ات را پیدا می‌کنی.

 

در سبک زندگی غربی و غیر ایمانی، محوریتِ ، فرار از خود است. می‌گساری، اعتیاد، موسیقی‌های راک و تند، قرص‌های آرام بخش و… همه برای فرار از خود است. برای فرار از راهِ گاهاً سخت پیشروی انسان است.

فطرت، خانه ی خدا در دل ما انسان‌هاست. خدا با زبان فطرت با ما حرف می‌زند. برای تبلیغ دین فقط لازم از زبان فطرت را یاد بگیریم. زبان فطرت یعنی بدانیم همه انسان‌ها ۵ گرایش فطری دارند.

  • حقیقت‌طلبی
  • فعل اخلاقی
  • زیبا طلبی
  • پرستش و ستایش موجود برتر
  • خلق و ابداع

اگر جوان را متوجه کنیم؛ نه بر اساس نیاز بلکه به خاطر گرایش‌های انسانی و فطریِ خودت علاقه به کار اخلاقی، علم جویی، ستایش موجود برتر (خدا)، و …. داری. این همان دینِ فطری است؛ دین فطری نیاز به آموزش ندارد فقط نیاز به یادآوری دارد.

 

اساساً تفاوت انسان و سایر موجودات همین گرایش‌های مقدس است. انسان می‌تواند نظام ارزشی داشته باشد اما حیوانات خیر. حیوان تمام افکار و افعالش به دلیل نیازهایش هست. اما انسان هر آنچه که عاملِ حرکت خود را از نیاز به‌سوی گرایش‌های باارزشش سوق دهد، انسان‌تر می‌شود. خدا را به دلیل بهشت و جهنم عبادت نکند بلکه تنها نگذارد آهنِ قلبش که زنگ بزند، خودبه‌خود مغناطیسِ موجود برتر (خدا) او را به‌سوی خود جذب می‌کند.

لذا نماز می‌خواند، چون دوست دارد؛ لذت می‌برد، او را به‌سوی معشوق و محبوب می‌کشاند.جاذبه ی انرژی بی‌دلیل در درون ما انسان‌ها گذاشته نشده است.

حجت الاسلام ایمان کسایی

*آیه 21 سوره غاشیه

حلقه گمشده درکار فرهنگی

حجت الاسلام ایمان کسایی مسئول موسسه طلیعه داران ظهور : در یک بررسی کلی شاهد دو روش تبلیغی انبیا و اهل‌بیت(س) هستیم،کار تربیتی خاص و کار تبلیغی عمومی. هدف این سیره تبلیغی درنهایت تشکیل جامعه مؤمنانه است . یعنی دین به‌صورت فراگیر در زندگی مردم جاری و ساری بشود.لذا در مرحله اول اولیا خدا به تربیت کادر پرداخته و در مرحله دوم دین توسط این نیروهای خاص جهت عموم جامعه ترویج می‌گردد.

 

آیا صرف اجرای برنامه‌های بزرگ مصداق کار عمومی است؟

در تطبیق این دو روش اهل‌بیت با شیوه کاری معمول ما (فعالین فرهنگی) شاهد هستیم که ما نیز این دو کار را می‌کنیم.هم کار خصوصی و هم کار عمومی.روش کار خصوصی ما روشن است.گروه‌بندی اعضا،ارتباط چهره به چهره،ارتباط مستمر و… و روش کار عمومی ما برگزاری برنامه‌های پرجمعیت برای عموم مردم هست. حال سؤال اینجاست، چرا ما از کار فرهنگی عمومی به نتیجه دلخواه در سطح جامعه نمی‌رسیم؟ چرا کار عمومی را یک کار سطحی و غیرمستمر میدانیم؟آیا صرف اجرای برنامه‌های بزرگ مصداق کار عمومی است؟

 

کار فرهنگی فراگیر

در ابتدا پیشنهاد می‌کنم به‌جای واژه کار فرهنگی عمومی ، از واژه کار فرهنگی فراگیر استفاده کنیم. برای پاسخ به سؤال فوق نیاز به آسیب‌شناسی کار فراگیر خودمان داریم.به نظر  می‌رسد مهم‌ترین گمشده ما در کار فراگیر، سازمان‌دهی جامعه پیرامونمان است.چرا در کار خصوصی مخاطبین را در ذیل یک تشکیلات به گروه‌هایی تقسیم کرده و برای هر گروه مسئول می‌گذاریم ولی در کار فراگیر اصلاً توجهی به مخاطب نداریم.فکر می‌کنیم اوج تأثیرگذاری در کار فراگیر برگزاری یک برنامه باکیفیت مثل مراسمات مذهبی و … است درحالی‌که این نوع برنامه‌ها تازه شروع جذب مخاطب به دریافت معارف دینی است.اما برنامه ما برای شروع ارتباط با مخاطبین چیست؟

راه‌اندازی یک هیئت مذهبی !

به‌عنوان‌مثال می‌خواهیم یک هیئت مذهبی راه‌اندازی و مدیریت کنیم . به دو شکل می‌توانیم عمل کنیم.درروش اول برگزاری جلسه هیئت اصل بوده مخاطبین صرفاً هفته‌ای یک‌مرتبه در مراسم احتمالاً باکیفیت و خوب شرکت می‌کنند.اما نه مسئولین هیئت با اعضا ارتباطی دارند و نه بالعکس. اما درروش دوم سازمان و افراد محور هستند که به بهانه‌هایی مثل مراسم هیئت دورهم جمع می‌شوند.

مهم‌ترین عامل جذب افراد

امید به بقا درروش دوم بیشتر است ؛ چراکه مهم‌ترین عامل جذب افراد، ارتباط چهره به چهره با آنان است.به یاد طرح پزشک خانواده افتادم که مثلاً هر 1000 خانواده با یک پزشک مرتبط می‌باشند.این طرح در عین فراگیر بودن ، چهره به چهره و سازمان‌دهی شده نیز هست.

 

ای کاش،کمی ذوق هنری داشتیم|حاشیه نویسی بر مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده

حجت الاسلام محمد پلوزاده مسئول مرکز هنری رسانه ای کوثر وابسته به مجموعه فرهنگی طلیعه داران ظهور، برای مراسم چهلمین روز شهادت شهیده حاجیه خانم مقامیان زاده حاشیه ای نوشته است که خواندن آن خالی از لطف نمی باشد.

 

متن کامل حاشیه نویسی حجت الاسلام پلو زاده بر مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده

بارون شدیدی میبارید، اون روز نتونستم برم بیرون از خونه، از دور با تلفن چند تا کار رو پیگیری کردم، با خودم گفتم بشینم یه پوستر برا شهدای طریق الحسین بزنم.
لپتابم رو روشن کردم، بعد صفحه کروم ، و بعد سرچِ (ببخشید جستجوی) تصویرِ چادر خاکی، خیلی گشتم، تقریبا هرچی چادر بود ،دیدم،…
اما اتفاقی که داشت میافتاد جالب بود، همینطور ایده پشت سر ایده بود که میومد تو ذهنم، خلاصه ، حدود 10 ایده خیلی مفهومی آماده شد ، اینجا بود، که با خودم گفتم، خب دیگه کارم درومد،،،،
از 12 ظهر تا 12 شب فقط برا نماز و غذا خوردن، از پای لپتاب بلند شدم، آخر شب خودم ، شاخ درآورده بودم، 6 تا پوستر زده بودم، (بقیه رو هم فردا تو مرکز با بچه ها طرح زدیم، با طرح های قبلی شدند 22 تا)، که ما با بچه ها تو مرکز کوثر یک ماه بود، دنبال همچین ایده هایی برای طراحی بودیم، اما همه اش تو یه صبح تا شب رزقمون شد،، الحمدلله
اینجاست ، که آدم متوجه میشه، که واقعا خود شهدا کمک کردند، … لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا ….
اصلا وقت نداشتیم، آخه بنا بود یه مجموعه پوستر برای شهدای اربعین آماده بشه، که تو مراسمات چهلم این شهدا رونمایی بشن،
اما خب ،،، به طرز عجیبی همه مراسمات رو در نهایت غافلگیری، یه هفته جلوتر برگزار کردند، …

خب بلاخره شب مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده رسید ، نمایشگاه پوستر رو تو ورودی مسجد ولایت برپا کردیم، الحمدلله مراسم خیلی پر شور برگزار شد، تعریف از خود نباشه، ولی خب جذابیت این پوستر ها بعضی از مدعوین رو مجبور میکرد که کمی دیرتر به صحن مسجد برن، و این پوسترها رو نگاه کنند

گالری مراسم اربعین

وقتی حاج آقای امینی (امام جمعه مسجد سلیمان) ایستاد و تمام پوستر ها رو نگاه کردن، برام خیلی جالب بود، که یه امام جمعه به کارهای هنری (که حاصل تلاش یک ماهه بچه های مرکز کوثر بود) احترام میذاره، وقت میذاره، و اونها رو نگاه میکنه …


اما بعضی از مسئولینِ حاضر در مراسم، فقط از کنار اون تابلوها رد میشدن، ای کاش ، در مسئولین اهواز هم یه مقداری ذوق هنری بود، من نمیدونم تا کی قراره ما اینقدر از دستورات رهبری عقب باشیم، که حضرت آقا چند سالی است بر ضرورت کار هنری در جبهه انقلابی تاکید دارند …
انشاءالله که مسئولین بیدار بشن، و این بار رو از رو زمین بردارند.
بیخشد طولانی شد، آخرشم درد و دل بود،
راستی اگر خواستید این مجموعه پوستر رو شما هم داشته باشید، یا جایی اون رو به نمایش بذارید، میتونید از همین سایت دانلود کنید.لینک مجموعه پوستر شهدای طریق الحسین
یاعلی
۱۳۹۵/۱۰/۱۳

[image_slider]
[image_items link=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/01.jpg” source=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/01.jpg”] نمایشگاه مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده[/image_items]
[image_items link=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/02.jpg” source=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/02.jpg”] نمایشگاه مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده[/image_items]
[image_items link=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/03.jpg” source=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/03.jpg”] نمایشگاه مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده[/image_items]
[image_items link=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/04.jpg” source=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/04.jpg”] نمایشگاه مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده[/image_items]
[image_items link=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/05.jpg” source=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/05.jpg”] نمایشگاه مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده[/image_items]
[image_items link=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/06.jpg” source=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/06.jpg”] نمایشگاه مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده[/image_items]
[image_items link=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/07.jpg” source=”http://dl.taliedaran.ir/kosar/shohaday-rezvan/galeri-shahid/07.jpg”] نمایشگاه مراسم چهلم شهیده مقامیان زاده[/image_items]
[/image_slider]

قابل ذکر است که نمایشگاه این مجموعه پوستر از دوشنبه 13 دی ما الی پنج شنبه 16 دی ماه در سالن مجموعه طلیعه داران ظهور واقع در خیابان امام شرقی دایر می باشد.

روایتی متفاوت از سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در جمع فعالان فرهنگی اهواز

چند روز پیش بود که خبر سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در جمع فعالان فرهنگی شهر اهواز، را در سایت منشتر کردیم (لینک خبر اصلی) ، اما بد نیست که گزارش این سخنرانی را به روایتی دیگر مطالعه نمایید.

 

یکی از برنامه های جانبی، در این دیدار پیش سخنرانی چند نفر قبل از سخنرانی حجت الاسلام پناهیان بود . آقای اسماعیل معنوی که یکی از این افراد بود ، حاشیه ای زیبا از نحوه تنظیم متن سخنرانی خود و اتفاقات بعد از آن را با متنی زیبا بیان کرده است .

 

روایت متفاوت این برنامه از نگاه آقای معنوی

مدتیست کمتر موبایلم را جواب میدهم. موبایل باید در اختیار من باشد نه اینکه من عبدالموبایل!

درینگ درینگ درینگ…
-سلام ایمان عزیز
-سلام اسماعیل
-جانم
-فردا جلسه فعالان فرهنگی اهوازه با استاد پناهیان، چند نفر قراره ابتدای جلسه صحبت کنن، گفتیم یکیشم تو باشی برای تنوع
-برای تنوع؟!!

خب اصل قضیه خیلی خوب و مبارک بود، جمع شدن بچه های “فرهنگی کار” دور همدیگه به هر بهانه ای که باشد مبارک است چه رسد به اینکه استادشیرین سخنی چون حاج اقای پناهیان هم حضور داشته باشد.

چند وقتی بود روی موضوع “محبت بین نیروهای انقلابی” فکر می کردم و قرار بود تبدیل به یک مطلب پخته بشه برای ارائه و الان دقیقا در مرحله آبکش بود! همونطوری مطلب رو از روی اجاق برداشتم و شروع کردم کم و زیاد کردن…

با یکی از دوستان که البته حقشه بهش بگم استاد هم مشورت کردم. چند نکته خیلی زیبا بهم گفت که یادداشت برداری کردم.

شب در حالیکه محمدحسن با سرعت ششصد کیلومتر توی خونه می دوید و توپ های با اندازه های مختلفش رو به سمت من پرت می کرد به صحبت های فردایم فکر می کردم! با این تمرکز برای دبستانی ها نمی شد صحبت کرد چه رسد به مسئولان مجموعه های فرهنگی اهواز آنهم در حضور استاد پناهیان!

قرارشد خودم را به خواب بزنم تا محمدحسن هم بخوابد و بعد من بیدار بمانم و از سکوت شب استفاده کنم، البته در دلم دلهره داشتم که نکند یهو واقعا بخواب برم تا صبح! (قبلا سابقه داشته)

خلاصه اینکه شب بعد از اینکه چند متن کوتاه در کانالم گذاشتم، دست به کار که نه، بلکه دست به قلم شدم. گفتنی ها زیاد بود اما سعی کردم چند نکته مهم و اساسی را اماده کنم.

صبح به محل برگزاری جلسه رفتم. درب ورودی هفت هشت نفر از دوستان رو دیدم که هر کدوم دو سه تا ماچ از ما گرفتند و بعد اونی که درب سالن نشسته بود و اسامی رو یادداشت می کرد ازم پرسید “اقای معنوی، شما فامیلتون چیه”؟

شیرکاکائو و کیک هم روی میز گذاشته بودن. بر نداشتم! با این پیراهن رنگ روشن و کت قهوه ای اصلا نمیشد ریسک کرد!

گفته بودند که بیش از صد نفر دعوت هستن. توی سالن نهایتا بیست نفر حضور داشتن، با خودم گفتم اگه این جبهه فرهنگی انقلابه که وای به حال انقلاب…! اما اندک اندک جمع مستان می رسیدند و بعد از یک ربع تقریبا سالن پر شد.

قاری شروع به قرائت زیبایش کرد. توجه عکاس ها به درب سالن جلب شد، حضرت استاد پناهیان که قلبا او را “حضرت استاد” می دانم آمدند، با همان لبخند و متانت همیشگی …

پناهیان امروز در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی حکم حاج احمد متوسلیان لشگر 27 را دارد. با همان درجه تاثیرگزاری… اما آرزوی اسارتش را بر دل منورالفکرها و گوساله های تسبیح به دست سامری زمان خواهیم گذاشت!

با خودم مطالب صحبتم را مرور کردم. میزبان مکان جلسه که خودش فرهنگی کار پر حرارتی هم هست پشت تریبون رفت و خیرمقدم گفت.

مجری برای برای دعوت از پیش سخنرانان میکروفونش را بدست گرفت، دوست داشتم نفر آخر باشم تا صحبت هایم بیشتر در ذهن استاد پناهیان بماند و در سخنرانی اش به آنها بپردازد اما با غیبت سخنرانان اول و دوم اوضاع متحول شد…

آقای مهندس اسماعیل معنوی بفرمایید پشت تریبون…

خدا لعنتش نکنه اونرو که به اینا گفته من مهندسم. آخه من که دوم دبیرستان علی رغم اینکه در رشته ریاضی شاگرد ممتاز بودم اما بخاطر علاقه به دنیای ادبیات و هنر و علوم عقلی تغییر رشته دادم چه علاقه ای می تونم به “مهندس” خطاب شدن داشته باشم؟!

شروع کردم. حضرت استاد تقریبا روبروی من در ردیف جلو نشسته بود و حدود 3متر فاصله بین مان بود. دقیق گوش می کرد. به چشم هایم نگاه می کرد و گاهی سر تکان می داد… این توجه زیادی واقعا کار را برای ادامه صحبت سخت می کرد!

 

طلیعه بحث را با افضل الاعمال انتظارالفرج شروع کردم. از فرماندهی گفتم که قرار است نبرد نهایی را راهبری کند. از لشگری گفتم که باید منسجم شوند و جبهه شوند! از سربازانی که شبیه به همدیگر نیستند اما هم جهت و در یک راستا تحت فرمان فرمانده باید باشند.. از کیمیای “محبت” که هم افزایی نیروهای انقلاب را چندبرابر می کند و حکم غضروف بین استخوان های خشک و دارای “اختلاف سلیقه” را دارد… از بی برنامگی گفتم و اینکه اگر برنامه هم داشته باشیم ارزیابی نداریم، اگر ارزیابی داشته باشیم ارزیابی از خروجی ها نداریم، اگر ارزیابی از خروجی ها داشته باشیم قطعا ارزیابی “تاثیرگزاری” نداریم…

“ما خیلی ضمخت هستیم” بحثم در مورد لزوم بهره گیری از هنر رو با این جمله آغاز کردم. از لزوم گسترش دایره مخاطبین به “غیرمذهبی ها” گفتم که سر تکان دادن استاد پناهیان را در پی داشت.  و گفتم و گفتم تا کاغذ بدستم دادند “وقت شما تمام شده” لبخند زدم و گفتم “نیمی از وقت نفر بعد را به من داده اند” که فک کنم مسئول برنامه سکته اول و دوم را یکجا زد!

حاج اقای مددی و مهندس فلسفی، نفرات دوم و سوم هم پشت تریبون رفتند که به مراتب صحبت های بهتر و پرمغزتری از من داشتند.

نوبت به اصل جلسه و سخنرانی استادپناهیان رسید. مشتاق بودیم.

ستون وسط سالن جلوی دیدم را گرفته بود. جابه جا شدم تا استاد را بهتر ببینم. کلا این ستون ها و استوانه های ساختگی انقلاب هم گاهی جلوی چشم مان را می گیرند و نمی گذارند چهره حقیقت را ببینیم، بگذریم.

آرام شروع کرد اما معلوم بود توپخانه اش روشن است!

از اهواز گفت و اینکه من از بیرون به شما نگاه میکنم، نقاط قوتتان را می بینم و ضعف هایتان را…

در ادامه مثالها و جملاتی گفت که حضار لبخند زدند، با حرف های پناهیان هیچ وقت نباید خندید، چون یهو آخر بحث می بینی که اشکت در اومده از ناراحتی و گاهی هم از خجالت و اینکه می بینی به خودت خندیدیه و خودت مصداق اون مثالی! وصف نشدیه باید درکش کنی!

از استعدادهای بالا در اهواز گفت… از لزوم راه اندازی تشکیلات گفت و از روحیه فوق العاده تشکیلات ساز ایت الله جزایری… نقدهای متعددی به حوزویان وارد کرد؛ که اگر نبود “پناهیان” بودنش احتمالا حالا اینجا نبود!

از لزوم گسترش دایره مخاطبین، گسترش ادبیات، گسترش شیوه های کار، گسترش منطقه جغرافیایی عملیات و گسترش حجم کار گفت…
همه را تگان داد آنجایی که گفت: من انتظار داشتم الان شما بیایید و گزارش کارهایتان برای یمن و مصر و بحرین و عراق و سوریه را بدهید!

و تیر خلاص را به من آن زمان زد که فرمود: اگر شما برای کار فرهنگی در بحرین و یمن و عراق و… در اهواز اتاق فکر تشکیل ندهید، هیچ کجای دیگر تشکیل نخواهد شد…!

برای من که عاشق کارهای بزرگم این شاه بیت سخن های حکمت آموز رییس حوزه علمیه دارلحکمه بود!

جلسه تمام شد. با قلبی آرام و ضمیری امیدوار و البته مخی داغ سالن را ترک کردم و مسافت طولانی تا منزل را پیاده و در چهل دقیقه طی کردم… رسیدم منزل. یه چیزی محکم به طرف صورتم پرت شد! محمدحسن بود، با همان توپ های بنفش و زرد…

منبع : پایگاه اطلاع رسانی روضه نیوز

انتظار عامیانه، عالمانه، عارفانه

عدم آگاهی از وضع مطلوب و ایده‌آل سبب می‌شود که توانایی درک و تحلیل درست وضعیت موجود را هم نداشته باشیم. زیرا بخشی از درک ما از اوضاع زمانه و آسیب‌شناسی وضع موجود، وابسته به فهم آن وضع مطلوب است.

انتظار عامیانه، عالمانه، عارفانه

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان در کتاب «انتظار عامیانه، عالمانه، عارفانه» می نویسد:

 

عنصر دو انتظار…

عنصر دوم انتظار، آگاهی از وضع مطلوب است. یعنی خبر داشتن از وضعیتی که می توانیم داشته باشیم ولی هم اکنون از آن برخوردارد نیستیم؛ خبر از خیرات بیکرانی که می توانیم و باید دریافت کنیم ولی چون از آنها بی خبریم، خرابیم و بی خیال.

عنصر دوم انتظار، آگاهی از وضع مطلوب است؛ وضع مطلوب و ایده آلی که بی خبری ما از آن سبب می شود که توانایی درک و تحلیل درست وضعیت موجود را هم نداشته باشیم. زیرا بخشی از درک ما از اوضاع و احوال زمانه و آسیب شناسی وضع موجود، وابسته به فهم آن وضع مطلوب است. بدون در نظر داشتن الگویی از وضع مطلوب، چگونه می توانیم وضع موجود خود را ارزیابی کنیم؟ لابد باید به الگوهای مندرس شرقی و غربی که در مدارس و دانشگاه ها می آموزیم، دل خوش کنیم و خود را با مقیاس های ناقص و غیر انسانی بلاد کفر، اندازه گیری کنیم؛ کاری که شیوه مرسوم و ناپسند برخی نخبگان فرنگ باور مملکت ماست.

انتظار عامیانه، عالمانه، عارفانه

اگر ما در دوران حاکمیت حضرت زندگی می کردیم

بعضی وقت ها کسی که آگاهی و تصویر دقیقی از وضع مطلوب ندارد، حتی نمی تواند به وضع موجود معترض باشد. تنها با آگاهی از ویژگی های جامعه مهدوی است که می توان از وضعیت غیبت (وضعیت موجود) نالان بود و برای ظهور بی قراری کرد وگرنه کسی که به زندگی در این شرایط تلخ عادت کند و از امکان برخورداری از یک زندگی عالی غافل شود، دیگر نمی تواند منتظر وضعیت بهتر باشد. چنین انسانی تمام کاستی های حیات فردی و اجتماعی خود را می پذیرد و آنها را اجتناب ناپذیر تلقی می کند.

خبر یافتن از جامعه مهدوی راه های اندیشیدن را برای دانشمندان باز می کند و افق های تازه ای پیش روی تفکر انسان درباره حیات می گشاید. اگر در روایات نورانی ما، برکت وجود نازنین حضرت در دوران غیبت به خورشید پشت ابر تشبیه شده است، شاید بخشی از این برکات ناظر به همین آگاهی یافتن از حکومت حضرت باشد.

اگر ما در دوران حاکمیت حضرت زندگی می کردیم، حقایق مانند روز برای ما روشن بودند. اما اکنون که در دوران غیبت هستیم، می توانیم با آگاهی یافتن از آن دوران و تأمل در ویژگی های آن، مانند نوری که از خورشید پشت ابر ساطع می گردد، راه خود را روشن کنیم.

انتظار عامیانه، عالمانه، عارفانه

انتظار عالمانه و عاشقانه

غیبت آن حضرت خود به خود ما را از یک سلسله نعمات محروم کرده است، ما دیگر نباید با غیبتِ «آگاهی از فرج» خود را بیش از این محروم سازیم. در غیبتِ آگاهی از دوران حکومت ولی خداست که اندیشه ها منحرف شده و گرفتار توّهمات بیجا و تئوری های غلط می شوند. البته در آخرالزمان بطلان این تئوری ها یکی پس از دیگری آشکار می شوند. اگر دانشمندان منصف و بی غرض جهان، تنها به تصور جامعه مهدوی بپردازند، آن را تصدیق خواهند کرد و به این ترتیب مقدمات اعتقادی آن را هم خواهند پذیرفت.

هرچه این تصور و آگاهی از وضعیت مطلوب شفاف تر و با تکیه برعقل و وحی، مبسوط تر شود، انتظار فرج عالمانه تر و عاشقانه تر خواهد شد. این تبیین ویژگی های دوران حکومت حضرت، کاری است که باید در مجامع و مراکز علمی، چه حوزوی و چه دانشگاهی صورت بگیرد.

این اتفاق که واقعیت جامعه مهدوی و حاکمیت ولی خدا می تواند بطلان تئوری های غلط برای اداره حیات بشر را اثبات کند در انقلاب اسلامی و نظام مقدس ما تا حدودی تجربه شده است.

دستگاه تبلیغی استکبار

وقتی «نمی شود» ها و «امکان ندارد» های علوم تجربی در جریان رخدادهای انقلاب اسلامی ایران رنگ می بازند و پیروزی های این ملت ولایی، یکی پس از دیگری موهوم بودن تفکرات غیر الهی را به اثبات می رسانند، طبیعی است که این وضعیت به همبن ترتیب همین آثار را در مقیاس بزرگ تر به دنبال داشته باشد و اندیشمندان را به بازنگری در تئوری های خود وادار نماید. البته اگر دستگاه تبلیغی استکبار و نفسانیات انسان های بیمار بگذارد.

منبع:حلقه وصل

پیام در پی شهادت زائران حضرت سیدالشهدا(ع) و جان‌باختن زائران امام رضا(ع)

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی حوادث تلخ و دردناک شهادت دهها نفر از زائران حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام در عراق و همچنین جان‌باختن و آسیب‌دیدگی جمعی از مسافران و زائران حضرت امام رضا علیه‌السلام، در پیامی ضمن طلب رحمت و مغفرت الهی برای درگذشتگان و دعا برای شفای آسیب‌دیدگان، تأکید کردند: مسئولان از این حوادث دردناک به آسانی عبور نکنند و دغدغه‌ی حلّ ریشه‌ئی این مصائب و امثال آن از مسائل مردم را در صدر اولویت‌های خود قرار دهند.

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

حادثه‌ی تلخ و اندوهبار شهادت دهها نفر از زوّار ایرانی و غیر ایرانی حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام در عراق و نیز حادثه‌ی دردناک تصادف قطار که به جان‌باختن و آسیب‌دیدگی جمعی از مسافران و زوّار حضرت ابی‌الحسن‌الرضا علیه‌السلام انجامید، اینجانب را همچون دیگر هم‌میهنان و خانواده‌های عزادار، مصیبت‌زده کرد.

در حادثه‌ی اول، گروههای جنایتکار و شقاوت‌بار تکفیری که راه‌پیمائی عظیم اربعین و امنیت بی‌نظیر زائران حسینی، چشم آنان را کور و توطئه‌های خباثت‌آلود آنان را خنثی کرده است، به انتقام بزدلانه و فجیع دست زدند و بار دیگر چهره‌ی خبیث و مَنیّت پلید خود را به همه نشان دادند.

از مناطق دیگر جهان همچون نیجریه و پاکستان و افغانستان نیز خبرهای تلخ و تکان‌دهنده از جنایات هم‌مسلکان آنها می‌رسد و خطر جریان تکفیری و دولت‌های حامی آنان را بار دیگر به همه‌ی مسلمانان و دلسوزان گوشزد می‌کند.

در حادثه‌ی دوم نیز قصور یا تقصیر و بی‌تدبیری دست‌اندرکاران خانواده‌هائی را داغدار کرد و موجب جان‌باختن و آسیب‌دیدگی جمعی از مردم عزیزمان شد.

اینجانب ضمن طلب رحمت و مغفرت الهی برای درگذشتگان و دعا برای شفای آسیب‌دیدگان و عرض تسلیت به خانواده‌های آنان، از مسئولان و دست‌اندرکاران در هر دو بخش داخلی و خارجی می‌خواهم که از این حوادث دردناک به آسانی عبور نکنند و دغدغه‌ی حلّ ریشه‌ئی این مصائب و امثال آن از مسائل مردم را در صدر اولویت‌های خود قرار دهند و اکنون نیز همه‌ی تلاش خود را برای علاج مصدومان و انتقال جان‌باختگان و کاستن از مصائب داغداران به کار برند.

سیّد علی خامنه‌ای

6 آذر 1395

منبع :khamenei.ir

مکتب شیعه مکتب عمل است نه مکتب انسان‌های تنبل

[quote]رحیم‌پور ازغدی گفت: مکتب شیعه مکتب عمل است نه مکتب احمق‌هایی مانند خوارج که به کوچک‌ترین بهانه‌ای انسان را کافر می‌خوانند و نه مکتب انسان‌های تنبل، بلکه مکتب شیعه به عمل اهمیت می‌دهد.[/quote]

 

استاد حسن رحیم‌پور ازغدی در نشست ویژه طلاب و خانواده‌های جامعه المصطفی با بیان اینکه مهاجرت برای خدا و در راه حق، جهاد کبیر است، گفت: شما طلاب جامعه المصطفی به جهادی فرهنگی و علمی دست زده و از سرزمین‌های خود هجرت کرده‌اید که مصداق جهاد کبیر است.

 

وی بیان کرد: درست است که جدا شدن از سرزمین مادری و خانواده و هجرت به سرزمینی دیگر با فرهنگی متفاوت، کار راحتی نیست ولی بدانید ارزش مهاجرت در راه حق به همین سختی‌ها و مشکلات است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه شما مهاجر الی الله هستید چراکه برای علم مهاجرت کرده‌اید گفت: برای اینکه به ارزش کار خود پی ببرید خود را جای کسانی بگذارید که رسول خدا(ص) به آنها مأموریت داد تا در نقاط دور دست به تعلیم و تبلیغ بپردازند و رسولان فرهنگی پیامبر بودند و با مشکلات بسیاری رو به رو شده و گاهی در این مسیر کشته می‌شدند.

وی ابراز داشت: بسیاری از اجداد ما می‌خواستند دست به جهاد علمی بزنند ولی امروز ما در دوره‌ای قرار گرفته‌ایم که پس از دوران سکوت و انحطاط، فضا باز شده و دین اسلام مخاطبان فراوانی پیدا کرده است.

رحیم‌پور ازغدی عنوان کرد: به برکت رسانه‌های امروزی، هیچ دوره‌ای مانند امروز، شیعه و اسلام شنونده و مخاطب نداشته است.

وی با بیان اینکه امروز اسلام مسئله اول جهان شده است، گفت: انقلاب اسلامی ایران منشأ و آغازگر نهضت‌های اسلامی منطقه بوده است و بسیاری از نهضت‌های منطقه و جهان از این انقلاب تقلید می‌کنند.

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: زمانی فقط در ایران پرچم آمریکا آتش کشیده می‌شد ولی امروز در تمامی دنیا این پرچم را آتش می‌زنند و حتی در خود آمریکا پرچم کشورشان را آتش زدند.

وی با اشاره به اینکه اسلام مرکز سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده قرن آینده است گفت: امروز در همه جای دنیا صحبت از اسلام چه مثبت و چه منفی است و باقی مسلمانان نیز از پیروان اهل‌بیت(ع) یاد گرفته و سیاسی شده‌اند.

رحیم‌پور ازغدی بیان کرد: حتی وهابیت که شعار بزرگش تفکیک دین از سیاست است، انقلابی شده و دقیقاً ادبیات نیروهای انقلابی شیعه را تکرار می‌کند و آنها نیز مجاهد و شهادت طلب شده و ادای آن را درمی‌آورند.

وی گفت: 40 سال پیش اصلاً خبری از اسلام نبود و پیش‌بینی می‌کردند که تا 40 سال آینده اصلاً متدینی باقی نمی‌ماند، ولی امروز علناً بنیان دین در تمام جهان چه اسلامی و غیر اسلامی موج می‌زند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: انقلاب اسلامی ایران بسیاری از تحولات در جهان را تغییر داده است و حتی انتخابات آمریکا نیز غیرمستقیم تحت امواج انقلاب اسلامی قرار گرفته است و اگر انقلاب نبود وضعیت انتخابات آمریکا به این صورت پیش نمی‌رفت.

وی با اشاره به اینکه کار شما در این شرایط کنونی بسیار سخت و تاریخی است گفت: جهان در یک پیچ تاریخی قرار دارد و ما در مرکز این پیچ وارد کارهای علمی شده‌ایم و تمام فعالیت‌های ما ضبط‌شده و تأثیر بسیاری بر جهان خواهد گذاشت.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: پیچ‌های تاریخی مقاطعی هستند که کوچک‌ترین فعالیت‌ها بازتاب داشته و دیده می‌شود مانند صدر اسلام که یک پیچ تاریخی بود و شاهدیم که تصمیمات و گفته‌های یک صحابه، یک مذهب جدید را شکل می‌داد.

وی گفت: امروز جمعیت مسلمانان بسیار گسترده شده است و در بین مسلمانان نیز شیعیان بیشترین رشد را دارند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان کرد: رسانه‌های کنونی باعث شده که ارتباطات دو طرفه باشد و هرجا که بحث علمی باشد به نفع ما است چراکه مکتب شیعه در بیان مذاهب بیشتری حرف را برای گفتن دارد.

وی تبلیغ عملی را مورد تأکید قرار داد و گفت: مکتب شیعه مکتب عمل است نه مکتب احمق‌هایی مانند خوارج که به کوچک‌ترین بهانه‌ای انسان را کافر می‌خوانند و نه مکتب انسان‌های تنبل، بلکه مکتب شیعه به عمل اهمیت می‌دهد.

رحیم‌پور ازغدی با اشاره به اینکه بسیاری از غیر مسلمانان با خواندن قرآن ، مسلمان شده‌اند، گفت: شما اگر قرآن را به هر زبانی ترجمه کنید غیرمسلمانان با خواندن آن مسلمانان شده و طرفداران اسلام بیشتر می‌شود.

وی ابراز داشت: خدمت به خلق مهم‌ترین دعوت عملی برای دعوت برای خدا است چراکه دیگران با رفتار و اعمال شما جذب دین اسلام خواهند شد.

استاد حوزه و دانشگاه گفت: مبلغان علوم دینی در تبلیغ باید اختلافات را کنار بگذارند چراکه مردم به دنبال کسانی نمی‌روند که خودشان با هم مشکل دارند.

وی بیان کرد: اگر مردم احساس کنند که فعالیت مبلغ برای خدا است نه خودش، می‌خواهد به مردم خدمت کند نه خودش، مشکل مردم را می‌خواهد حل کند نه مشکل خودش و به آنچه می‌گوید عمل می‌کند، جذب او می‌شوند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه کسانی که می‌خواهند مردم را رهبری کنند باید مخلص، با خدا و مردم باشند و از خیلی چیزها بگذرند، گفت: امام خمینی(ره) حرف‌های خیلی تازه‌ای نزد بلکه کار تازه‌ای کرد.

وی عنوان کرد: امام خمینی(ره) قبل از اینکه به دیگران چیزی بگوید اول خود عمل می‌کرد؛ به خاطر این رفتارهای امام بود که جوانانی که حتی امام را ندیده بودند به حرف او به جبهه رفته و شهید شدند.

رحیم‌پور ازغدی با اشاره به اینکه ما نباید اختلاف داشته باشیم، بلکه باید در کنار هم فعالیت کنیم گفت: ما باید همکاری عقلانی داشته و به درستی تقسیم کار کنیم و هر کدام در هر حوزه‌ای که قوی‌تر هستیم عاقلانه و عادلانه فعالیت کرده و با اخلاص کار را پیش ببریم.

وی با بیان اینکه باید عقلانی رفتار کرده و شرایط زمان و مکان را بشناسیم، افزود: شرایط هر شهری با شهر دیگر فرق دارد؛ اگر چیزی در ایران نشانه انقلاب باشد ممکن است در شهر دیگری معنای دیگری داشته باشد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه برای تبلیغ دین و ادای وظیفه، نباید منتظر کمک باشیم، گفت: گاهی برخی افراد در گوشه‌ای به‌تنهایی آثاری را تولید می‌کنند که تشکیلاتی بزرگ نمی‌تواند این اندازه خروجی داشته باشد.

وی بیان کرد: تشیع انگلیسی، تشیعی است که انگلیسی‌ها آن را حمایت و تقویت می‌کنند و به این معنای دین و مذهبی است که از ادبیات دین برای فریب مردم استفاده می‌کند؛ کسانی که در روز عاشورا امام حسین(ع) را دعوت کردند، ولی او را تنها گذاشتند شیعه انگلیسی بودند.

منبع : حلقه وصل

منفور محبوب

[quote]گروه Direc در قالب یک گزارش علل موفقیت بازی Clash of Clans را در ایران بررسی کرده است.[/quote]

بازی Clash of Clans یکی از موفق‌ترین بازی‌های موبایل است که در ایران هم طرفداران بسیار زیادی دارد. البته پس از ظهور بازی‌های جدید‌تر محبوبیت این بازی کمی با کاهش روبرو شده است، ولی هنوز هم افراد زیادی هستند که روزانه به دهکده‌شان سر زده و دهکده دیگر گیمر‌ها را برای کسب منابع غارت می‌کنند. حال گروه تحقیقاتی Direc طی گزارشی دلایل محبوبیت این بازی در ایران را بررسی کرده و نتایج آن را تحت یک فایل PDF بسیار جامع با نام «منفورِ محبوب» منتشر کرده است. پیشنهاد می‌کنیم این فایل PDF را از اینجا دانلود کرده و مطالعه کنید.

همچنین مرتضی جمشیدی، کارشناس پژوهش بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، متنی در مورد این گزارش منتشر کرده است که به شرح زیر است:

قریب به چهار سال پیش زمانی که بازی موبایلی کلش آف کلنز ساخته شد، شاید کمتر کسی به این فکر می کرد که ایران در زمره کشورهایی که طرفداران پر و پا قرص این «محبوب منفور» را در خود دارد، قرار بگیرد. مترو، اتوبوس، مهمانی های خانوادگی، محل کار و اماکن عمومی و خلاصه هر جایی که اینترنت داشت، محملی بود برای اینکه بازیکنان به سراغ اَتک زدن بروند یا خود را برای اتک زدن آماده نمایند!

اما اکنون پس از چهار سال، طی مطالعه ای که مرکز پژوهش بازیهای رایانه‌ای (دایرک) انجام داده است مشخص گردیده که ایران ۶ میلیون بازیکن کلش آف کلنز داشته است. بازیکنانی که بیشتر آنها (معادل ۳۸ درصد) در بازه سنی ۱۵ تا ۲۰ سال بوده‌اند، ۴۴ درصد آنها زیر دیپلم و ۴۰ درصد آنها دانش آموز بوده‌اند. بازیکنانی که ۸۱ درصد آنها از طریق دوستان و آشنایان از این بازی آگاهی پیدا کرده‌اند و خودِ آنها برای بازی تبلیغ نموده‌اند!

اما چه چیزی در کلش وجود داشت که اینچنین در حافظه گوشی‌ها و تبلت‌های ایرانی‌ها جا خوش کرد؟

اینکه کلش اف کلنز سلیقه بازی کردن بازیکنان را به سمت بازی‌های استراتژیک بُرد (یا شاید هم این سلیقه را بهتر و زودتر از دیگر تولید کنندگان کشف نمود)، قابل انکار شدن نیست. اینکه به طور متوسط هر بازیکن کلش تقریبا ۱۳ ماه برای این بازی وقت صرف کرده است نیز از دیگر ویژگی‌های این بازی است که توانسته است بازیکنان را به مدت طولانی‌تری در خود مشغول نماید. اینکه وقت ۵۰ درصد از بازیکنان این بازی در زمان غروب تا نیمه شب که از جمله زمان‌های دورهمی خانوادگی است، صرف آماده شدن برای حمله به دیگر کلن‌ها بوده است نیز از دیگر نشانه‌های دلربایی این بازی است.

شاید از دیگر نشانه‌های موفق بودن این بازی این است که پس از پیدا کردن مشتریان خود در ایران، توانست ۱۳۲ میلیارد تومان پول از جیب بازیکنان ایرانی بیرون بکشد

شاید از دیگر نشانه‌های موفق بودن این بازی این است که پس از پیدا کردن مشتریان خود در ایران، توانست ۱۳۲ میلیارد تومان پول از جیب بازیکنان ایرانی بیرون بکشد. هر چند از هر ۱۰ نفر تنها سه نفر برای بازی پرداخت کرده‌اند و به طور متوسط هر بازیکن پرداخت کننده ایرانی، ۷۵ هزار تومان برای این بازی هزینه نموده است اما برای بازی که مدت‌ها از طریق غیر قانونی در کشور درآمدزایی داشته است رقم جالب توجهی است. هر چند باید گفت مدل درآمد‌زایی کلش آف کلنز به گونه ای بوده که توانسته است تا مدتی که مبادی قانونی مبادلات پولی را در کشور باز کند، بازیکنان زیادی را در جریان بازی زنده نگه دارد. البته نقش واسطه‌های خرید و فروش نیز در این بین قابل در نظر گرفتن است.

اما در مقابل تمامی امتیازاتی که کلش آف کلنز از بازار ایران دریافت کرد، شاید بتوان گفت این مطلب را به ما آموخت که درگیر کردن بازیکنان روی بازی‌های MMO و جذب آنها از طریقی غیر از خشونت مستقیم، مسائل جنسی، هیجانات رانندگی و مسابقات ورزشی و چیزهای دیگری که روی بازی‌های سایر پلتفرم ها شاهد استفاده از آنها هستیم امکان پذیر است و به عبارت دیگر بررسی مکانیزم‌های ذهن انسان برای درگیر شدن از مهمترین مزیت‌های رقابتی این بازی بود.

بازی آنلاینی که با فعالیت ذهنی و فکری ارتباط مستقیمی دارد و بازیکنان آن هم از همه قشر هستند. بازی موبایلی که توانست تعریف بازیهای موبایلی را از بازی‌هایی که صرفا برای وقت گذراندن باید سراغ آن رفت را عوض کند و نشان داد که می توان از طرق دیگری نیز بازیکن جذب کرد و این همان چیزی است که در گزارش فوق به “نوآوری” موجود در بازی تعبیر شده است.

در ادامه نیز نگاهی به برخی آمار جالب ارائه شده توسط دایرک خواهیم پرداخت:

دلایل موفقیت Clash of Clans

طبق بررسی‌های گروه دایرک، در سال ۹۴ بازی Clash of Clans در ایران پنج میلیون و ۹۰۰ هزار نفر کاربر داشت که بیش‌تر این افراد بین ۱۴ تا ۲۰ سال سن داشتند. از بین این کاربران، اکثر آن‌ها (۸۷ درصد) بازی را روی گوشی‌های اندرویدی خود اجرا کرده‌اند و از بین هر ۱۰ بازیکن، سه نفر اقدام به پرداخت پول برای خرید‌های درون برنامه‌ای بازی کرده‌اند که هریک از این افراد پرداخت‌کننده، به طور متوسط ۷۵ هزار تومان برای بازی خرج کرده‌اند.

نکته جالب دیگر اینکه بازیکنان ایرانی به طور متوسط بازی را تا رسیدن به لول ۹۰ ادامه داده‌اند و از ابتدای عرضه آن تا به امروز، در مجموع ۱۳۲ میلیارد تومان پول بابت تجربه این بازی توسط کاربران ایرانی پرداخت شده است. ایم مبلغ شامل پول‌های پرداخت شده برای خرید الماس و همچنین پول‌های رد و بدل شدن بین کاربران برای خرید اکانت می‌شود. مهم‌ترین دلیل خرید الماس برای این بازی هم به دست آوردن کارگر‌های بیش‌تر عنوان شده است.

دلایل موفقیت Clash of Clans

دلایل موفقیت Clash of Clans

همچنین در بخش دیگری از گزارش دایرک آمده که اعتقاد ۸۷ درصد از کاربران ایرانی بازی، Clash of Clans یک بازی خلاقانه و پر از نوآوری است و ۷۰ درصد نیز اعلام کرده‌اند که این اثر یک تجربه کاملا جدید است. نکته جالب دیگر اینکه بنا به اعتقاد ۴۸ درصد از بازیکنان بازی، این اثر دارای ارزش‌های اجتماعی است و ۶۴ درصد گیمر‌ها هم اعلام کرده‌اند که بازی کردن Clash of Clans باعث شده تا اطرافیان و دوستان‌شان دید مثبت‌تری نسبت به آن‌ها پیدا کنند.

دایرک در بخش پایانی گزارش خود نیز کاربران بازی را به چهار دسته تقسیم کرده است؛ گروه اول «کلش‌باز برتری طلب» نامیده شده و به آن دسته کاربرانی گفته می‌شود که دوست دارند همواره به‌روز‌ترین تجهیزات را داشته و بتوانند قدرت خود را به رخ دشمنان بکشند.

«کلش‌باز معاشرت جو» نام دسته دوم کاربران است. این افراد دوست دارند در کلن‌های دوستان‌شان عضو شده و در رابطه با مسائل مختلفی با آن‌ها صحبت کنند. دسته سوم کاربران که «کلش‌باز‌های کاوشگر» نام دارند، افرادی هستند که اولا اطلاعات خود را در اختیار اعضای تازه‌وارد کلن قرار می‌دهند و دوم اینکه در طی هر نبرد، روش‌های مختلفی را چندین بار بررسی می‌کنند و در نهایت با روشی که به نتیجه رسیدند، حمله می‌کنند.

و اما دسته آخر هم که «کلش‌باز قاتل» نام دارد، به افرادی گفته می‌شود که ریسک بالایی در حمله‌ها داشته و به دهکده‌هایی قدرتمند حمله می‌کنند و از هر دو فرصت خود در جنگ‌ها استفاده می‌کنند.

در کل گزارش گروه دایرک بسیار جامع و گسترده است که قطعا برای طرفداران بازی Clash of Clans و در کل بازی‌های موبایل، خواندن آن خالی از لطف نیست. گزارش کامل را در قابل فایل PDF دانلود کنید.