یادداشت : کرامت زن در 2030

یکی از موضوعات و مسائل مهمی که در سند 2030 مطرح گردیده است و میان علما و دانشمندان اسلام و نظریه پردازان غربی در این موضوع اختلاف است مسئله نظام حقوقی زن می باشد، البته ممکن است هر دو طیف  در مورد آسیبهایی که در مورد شخصیت و جایگاه زن در جامعه ی امروزی بوجود آمده ، هم نظر باشند ولی در مبنا و ارائه ی راه حل برای برطرف کردن این مشکل، میانشان اختلاف مبنا و نظر وجود دارد.

در سند 2030  دغدغه ای که در مورد شخصیت زن مطرح گردیده است درست است و در جاهای مختلف سند به وضوح دیده می شود که مسئله ی تساوی حقوق میان زن و مرد را بیان کرده است : « جهان مورد تصور ما، جهانی است که در آن همه ی زنان و دختران باید به طور همه جانبه تساوی را درک کنند و … »[1]  و شاید علمای اسلام هم این نظریه ی کلی را قبول داشته باشند ولی در جزییات با جوامع غربی به مشکل برمی خورند .

اگر منظور نظریه پردازان غرب از تساوی حقوق میان زن و مرد، نادیده گرفتن نقش و جایگاه خلقتی زن باشد، قطعا دچار آسیبهایی نیز می شود که متاسفانه کشورمان هم تا حدودی مبتلا به این آسیب گردیده است.

به طور مثال : محول کردن مسئولیت های سنگین و طاقت فرسا که از عهده و توان زن خارج است و او را دچار آسیبهایی نیز می کند زیرا با ظرافت های روحی و جسمی او در تضاد می باشد . همچنین مسئولیت هایی در جامعه که عفت و حیای زن که لازمه ی نگهداری این شخصیت ارزشمند است، را مورد هدف قرار می دهد. عادی سازی رابطه ی میان زن و مرد نامحرم با عنوان همکار بودن در محل  کار و رد و بدل شدن پیامک و…  .که متاسفانه به اتفاق های ناگواری در گوشه و کنار و یا بالارفتن آمار طلاق، چه عاطفی و چه رسمی ختم شده است. که این چند مورد، نمونه ای کوچک از آسیبهای این ایده تساوی حقوق میان زن و مرد می باشد. اگر بخواهیم بررسی سطحی کنیم که ریشه این نظریه ها به کجا بر میگردد با قاطعیت می توان گفت: « به نگاه سخیف و پایینی است که نظریه پردازان غرب درمورد زن دارند.»

آری اسلام تاکید بسیار زیادی بر ارتقای شأن و مرتبت زن در اجتماع می کند حتی توصیه بزرگان دین هم بر این است که زن در اجتماع حضور پیدا کند و اگر مراجعه ای هم به تاریخ شود مکرر دیده میشود که زنان معصومین ما در جامعه حضور فیزیکی داشته اند اما به چه قیمت؟ به قیمت لکه دار شدن شأن و حیثیت زنانگی و از بین رفتن نقش اصلی زن که تربیت انسان متعالی برای جامعه، باشد؟ اسلام حضور زن را در حوزه ی قضاوت نمی پسندد زیرا زن با توجه به ظرافتهای  روحی، تصمیماتش اغلب بر پایه ی عواطف می باشد نه عقل، لذا اگر وارد حوزه ی قضاوت بشود هم خود و هم جامعه دچار آسیب می شود.  اسلام به این خاطر زن را از اختلاط بین مردان منع کرده است که شخصیت و ارزش او خراب نشود و دچار آسیبهایی که ذکر شد نشود. در جامعه اسلامی ما هم پزشک زن، هم استاد دانشگاه زن، هم عالم دینی زن و … وجود دارد که توانسته اند در چارچوبی که اسلام معین کرده نقششان را به خوبی ایفا کنند بدون اینکه نقش اصلی شان خراب شود.

حالا باید تامل بسیاری کرد که آیا این دستورالعملی که نظریه پردازان غرب در قالب سند 2030 و یا چیزهای دیگر داده اند  به سود زنان و دختران ما می باشد یا خیر ؟

[1] بند 8 سند

 

حجت الاسلام سید مهدی جزایری