, ,

 پسابحرانِ گرد و خاک خوزستان | داوود مدرسیان

موجی به وسیله تلگرام و واتساپ، پِت پِتی کرد و خاموش گشت/تخلیه احساسات مردم در فضای مجازی خروجی عملی ندارد!

بعد از بحران شنبه بی تدبیری خوزستان و خاصاً شهرستان اهواز، موج احساسات مردم در فضای مجازی و نقد و انتقادات همه به این وضعیت با نگارش مطلب و انتشار عکس ها و ساختِ طنزهای متعدد به راه افتاد. امروز هم که جلسه مدیریت بحران به ریاست استاندار برگزار شد و وی مدعی است: «اطلاعاتش از همه اعضای جلسه بیشتر بود!» و برخی از مجیزگویانِ استاندار عزیز دهانشان وامانده و گریبان چاک نموده و سر به بیابان تافتند!

پسا برجام گرد و خاک

موجی که راه افتاد

موجی که راه افتاد با یک ترفندِ خبری از سوی صدا و سیمای استان با انتشار خبر دروغ فوت یک بازیکن 180 درجه تغییر کرد و کأنّه گرد و خاک خوابید! این موج ها که بوسیله فضای مجازی اعم از تلگرام و واتساپ به راه افتاد با همان تلگرام و واتساپ خوابید. هرچند هنوز هم کم و بیش اخبار و مطالبی هم دست به دست می شود.

هم قطاران کمی مقاومت کنید موج می خوابد!

اما به نظر می آید فضای مجازی با همه محاسن و خوبی هایش، باعث می شود تا آن انگیزه اصلی برای حل یک معضل با یک موج رسانه ای با برد کوتاه، به محاق رفته و احساسات تخلیه شده و باز روز از نو و روزی از نو! به تازگی مسئولین هم به این نکته پی بردند و به همدیگر می گویند: «هم قطاران کمی مقاومت کنید موج می خوابد!». فضای مجازی همانند یک فضای توهم و خلاءی است که سوخت مجازی دارد نه واقعی؛ هرچند در برخی مسائل فضای مجازی، حیاتِ یک نظام سیاسی را هم به خطر می اندازد اما یکی دیگر از کاربردهای فضای مجازی مدیریت اذهان است. به جای مدیریت واقعی بحران، فضای مجازی اذهان کنترل و هدایت می شود.

پسا برجام گرد و خاک

موج پِت پِتی

موجی پِت پِت کرد و همانند فیتیله چراغ های فانوس قدیمی خوابید اما هیچ جبرانی نشد. معضل گرد و خاک کماکان به قوت خود باقی است؛ تازه جمعه آتی قراراست بار دیگر برگردد! اما هزینه لغو پروازها برنمی گردد؛ هزینه تعطیلی مدارس بر نمی گردد؛ دانش آموز اهوازی همواره باید از دانش آموز اصفهانی و تهرانی عقب تر بماند و آموزش و پرورش استان همچنان در رده های 30 و 31 قرار بگیرد؛ معلم اهوازی همواره باید دغدغه اتمام کتاب ها را فشرده و بدون تمرین و بازخوانی دروس داشته باشد؛ دانشگاهها و سایر ادارات و … همین وضعیت را دارند. موج خوابید و ریه های مردم هم در آستانه خوابیدن قرار گرفتند!

 

تصمیم بی تصمیم

این درحالی است که هیچ تصمیمی برای به روز کردنِ تجهیزات برقی استان و اهواز گرفته نشد. هیچ تصمیمی برای خرید تجهیزاتی برای ایستگاههای برقی که در برابر گرد و خاک مقاوم باشند گرفته نشد. هیچ تصمیمی برای خرید ژنراتور جهت نصب در ایستگاههای پمپاژ آب که در مواقع قطع برق شهری بتوانند آب را پمپاژ کنند أخذ نشد. هیچ تصمیمی برای توبیخ و تنبیه مدیریت ناکارآمد بحران استان و عزل و جابجایی را شاهد نبوده ایم و قرار نیست حرکت خاص یا کار شاقی من بعد ببینیم. بلکه مهم ترین تصمیم این است که ما واقعاً شرمنده مردم شدیم و دولت در منظر مردم بی اعتماد شد و باید هر وقت گرد و خاکی آمد سریعتر تصمیم بگیریم و تعطیل کنیم و سعی کنیم سریع ایستگاههای برق را شست و شو دهیم و تصمیماتی سطحی از این دست!

خوزستان قلب تپنده

مردم و نخبگان هم که به این فضا عادت کرده و خو گرفته اند؛ یکی دو روزی موضوعی توانست آنها را سرگرم کند و چه خوب شد از بیکاری در آمدند! اما من همچنان عقیده دارم باید مردم را بیدار و نخبگان را به خط کرد. این خط بیداری باید امتداد پیدا کند… خوزستان قلب تپنده ایران است اما این قلب هم اکنون بیمار است. شاید به جراحی نیاز داشته باشد؛ عملِ بسته یا باز! اگر در این مسیر هوشیار باشیم و پای کار؛ می توانیم از سایر استان ها هم جلو بیافتیم؛ اما به شرطها و شروطها …

داوود مدرسیان